bespeaking

[ایالات متحده]/bɪˈspiːkɪŋ/
[بریتانیا]/bəˈspikɪŋ/

ترجمه

v. عمل سفارش یا رزرو چیزی به صورت پیشرفته؛ سفارش کالاها یا خدمات به صورت پیشرفته؛ نشان دادن یا نمایان کردن چیزی؛ درخواست چیزی به صورت پیشرفته

عبارات و ترکیب‌ها

bespeaking quality

بیان کیفیت

bespeaking excellence

بیان برتری

bespeaking sophistication

بیان ظرافت

bespeaking good taste

بیان سلیقه خوب

bespeaking the future

بیان آینده

جملات نمونه

she is bespeaking her interest in the project.

او علاقه خود را به پروژه ابراز می‌کند.

the artist is bespeaking a new style for her upcoming exhibition.

هنرمند در حال ابراز تمایل به داشتن یک سبک جدید برای نمایشگاه آینده خود است.

he was bespeaking his desire to travel more often.

او تمایل خود را برای سفر بیشتر ابراز می‌کرد.

the manager is bespeaking the need for better communication.

مدیر نیاز به برقراری ارتباط بهتر را ابراز می‌کند.

they are bespeaking their support for the local charity.

آنها از حمایت خود از خیریه محلی صحبت می‌کنند.

she is bespeaking the importance of teamwork in her speech.

او در سخنرانی خود بر اهمیت کار گروهی تاکید می‌کند.

the report is bespeaking a need for immediate action.

گزارش نشان می‌دهد که نیاز به اقدام فوری وجود دارد.

he is bespeaking his concerns about the environment.

او نگرانی‌های خود را در مورد محیط زیست ابراز می‌کند.

the professor is bespeaking the value of critical thinking.

استاد بر اهمیت تفکر انتقادی تاکید می‌کند.

the article is bespeaking a shift in public opinion.

مقاله نشان می‌دهد که تغییراتی در افکار عمومی رخ داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید