betta

[ایالات متحده]/ˈbɛtə/
[بریتانیا]/ˈbɛtə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی که به خاطر رنگ‌های زنده و باله‌های روانش شناخته می‌شود و غالباً در آکواریوم‌ها نگهداری می‌شود؛ یک جنس از ماهی‌های آب شیرین از جنوب شرقی آسیا که به خاطر اندام لابیرنت خود که به آنها اجازه می‌دهد هوا تنفس کنند، مشخص می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

betta fish

ماهی بتا

betta splendens

بتای اسپلندنس

betta breeding

تکثیر بتا

betta tank setup

راه اندازی تانک بتا

betta behavior

رفتار بتا

betta care tips

نکات مراقبت از بتا

fancy betta fish

ماهی بتا نمایشی

betta fighting

جنگ آغازی بتا

betta diseases

بیماری های بتا

جملات نمونه

betta fish are known for their vibrant colors.

ماهی‌های بتتا به خاطر رنگ‌های زنده خود شناخته می‌شوند.

many people keep betta fish in small tanks.

بسیاری از مردم ماهی‌های بتتا را در مخازن کوچک نگهداری می‌کنند.

betta fish can be quite aggressive towards each other.

ماهی‌های بتتا می‌توانند نسبت به یکدیگر بسیار تهاجمی باشند.

it's important to provide a suitable habitat for betta fish.

ارائه یک زیستگاه مناسب برای ماهی‌های بتتا مهم است.

betta fish thrive in warm water conditions.

ماهی‌های بتتا در شرایط آب گرم رشد می‌کنند.

feeding betta fish a varied diet is essential.

تغذیه ماهی‌های بتتا با یک رژیم غذایی متنوع ضروری است.

betta fish are often used in aquascaping designs.

ماهی‌های بتتا اغلب در طرح‌های آکواریم استفاده می‌شوند.

many betta fish enthusiasts join online forums.

بسیاری از علاقه‌مندان به ماهی‌های بتتا به انجمن‌های آنلاین می‌پیوندند.

betta fish can recognize their owners over time.

ماهی‌های بتتا می‌توانند با گذشت زمان صاحبان خود را تشخیص دهند.

some betta fish can live for several years with proper care.

برخی از ماهی‌های بتتا می‌توانند با مراقبت مناسب برای چندین سال زندگی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید