bhangs

[ایالات متحده]/baŋz/
[بریتانیا]/bangz/

ترجمه

n. حشیش، حشیش هندی

عبارات و ترکیب‌ها

bhangs of excitement

شرایط هیجان‌انگیز

bhangs of luck

شرایط خوش شانسی

lots of bhangs

بسیاری از بنگز

جملات نمونه

he bhangs his head in disappointment.

او با ناامیدی سرش را به پایین انداخت.

the artist bhangs the paintbrush on the canvas.

هنرمند قلم‌مو را روی بوم می‌کشد.

she bhangs the door shut in anger.

او با خشم در را محکم بست.

during the performance, the drummer bhangs the drums with energy.

در طول اجرا، نوازنده درام با انرژی طبل‌ها را می‌کوبید.

the child bhangs his toys around the room.

کودک اسباب‌بازی‌های خود را در اتاق پخش کرد.

he bhangs his coat on the hook by the door.

او بارانی خود را روی قلاب کنار در آویزان کرد.

she bhangs her head back and laughs.

او سرش را به عقب انداخت و خندید.

after the argument, he bhangs up the phone.

بعد از بحث، او تلفن را برداشت.

the wind bhangs the leaves from the trees.

باد برگ‌ها را از درختان جدا کرد.

he bhangs his backpack on the chair.

او کوله‌پشتی خود را روی صندلی انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید