bibbing

[ایالات متحده]/bɪb/
[بریتانیا]/bɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشبند \nvi. نوشیدن الکل، به ویژه در مقادیر زیاد \nvt. نوشیدن مکرر یا بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

baby bib

سیسمونی بچه

cloth bib

سینه بند پارچه ای

جملات نمونه

put on my best bib and tucker for the reception.

برای حضور در مهمانی، بهترین لباس‌هایم را پوشیدم.

BIBER) completa di cavaletti e Mola Borazon.

BIBER) completa di cavaletti e Mola Borazon.

Bill put on his best bib and tucker and booked a table at a top restaurant for a romantic dinner.

بیل بهترین لباس‌هایش را پوشید و یک میز در یک رستوران عالی برای یک شام رمانتیک رزرو کرد.

I am looking for a supplier who can provide me plain/ blank rompers, suits and bibs for new born babies.

من به دنبال یک تامین کننده هستم که بتواند لباس‌های ساده/خالی، لباس‌های مجلسی و بند برای نوزادان نوپا ارائه دهد.

She tucked a napkin into her bib before eating lobster.

او قبل از خوردن خرچنگ، یک دستمال سفره را در بند خود قرار داد.

The baby's bib was covered in food stains.

بند نوزاد پر از لکه غذا بود.

He always wears a bib when he paints to protect his clothes.

او همیشه هنگام نقاشی از بند استفاده می‌کند تا از لباس‌هایش محافظت کند.

The chef wiped his hands on his bib after cooking.

سرآشپز بعد از پخت و پز دست‌هایش را به بند خود پاک کرد.

The bib kept the baby's clothes clean during mealtime.

بند لباس‌های نوزاد را در هنگام صرف غذا تمیز نگه می‌داشت.

She embroidered a cute design on the baby's bib.

او یک طرح زیبا را روی بند نوزاد گلدوزی کرد.

The bib fastened securely around the baby's neck.

بند به طور ایمن دور گردن نوزاد بسته شد.

The bib caught all the crumbs that fell while the baby ate.

بند تمام خرده‌هایی را که در هنگام خوردن نوزاد می‌افتاد، گرفت.

She washed the bibs in hot water to remove stains.

او بندها را با آب گرم شست تا لکه‌ها را از بین ببرد.

The bib is an essential accessory for messy eaters.

بند یک لوازم جانبی ضروری برای کسانی است که هنگام غذا خوردن کثیف می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

He is waiting to hear from the sports ministry about the request to reserve a bib for his wife.

او منتظر است تا از وزارت ورزش در مورد درخواست رزرو یک گاردن برای همسرش خبری بگیرد.

منبع: VOA Special May 2023 Collection

In marathons, runners often receive race bibs – a piece of paper with a number on it to identify the runner.

در ماراتن‌ها، دوندگان اغلب گاردن مسابقه دریافت می‌کنند – یک تکه کاغذ با شماره‌ای روی آن برای شناسایی دونده.

منبع: VOA Special May 2023 Collection

Race bibs for the Marathon for All will be limited to 20,024, to be chosen in a random draw.

گاردن‌های مسابقه برای ماراتن برای همه به 20024 نفر محدود خواهد شد، که به طور تصادفی انتخاب خواهند شد.

منبع: VOA Special May 2023 Collection

Don't come in unless you've got the yellow bib on.

فقط در صورتی وارد نشوید که گاردن زرد به تن داشته باشید.

منبع: Engvid-Benjamin Course Collection

When it's your turn, note her black bib.

وقتی نوبت شماست، گاردن سیاه او را یادداشت کنید.

منبع: Modern Family Season 9

$1,100, you gotta have a bib around here somewhere.

$1100، شما باید یک گاردن در این حوالی داشته باشید.

منبع: 2 Broke Girls Season 1

Every morning, as soon as she got up, she warmed his milk, tied his bib on, and held the bottle for him.

هر روز صبح، به محض اینکه از خواب بیدار می‌شد، شیر او را گرم می‌کرد، گاردن او را می‌بست و بطری را برایش نگه می‌داشت.

منبع: Charlotte's Web

Here we have the word " bib" .

ما اینجا کلمه " گاردن" را داریم.

منبع: Engvid Super Teacher Alex - Course Collection

A lot of people don't really use the bibs in this way anymore I think.

خیلی از مردم دیگر به این شکل از گاردن‌ها استفاده نمی‌کنند، فکر می‌کنم.

منبع: Engvid Super Teacher Alex - Course Collection

The nurse had the sickroom in order and Moe was in his best bib and tucker.

پرستار اتاق بیماران را مرتب کرد و مو در بهترین وضعیت خود بود.

منبع: Cross Stream (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید