| جمع | bibliopoles |
visit the bibliopole
بازدید از کتابفروشی
browse a bibliopole
مرور یک کتابفروشی
antique bibliopole
کتابفروشی عتیقه
independent bibliopole
کتابفروشی مستقل
support local bibliopole
حمایت از کتابفروشی محلی
charming bibliopole
کتابفروشی جذاب
hidden bibliopole
کتابفروشی پنهان
literary bibliopole
کتابفروشی ادبی
rare books bibliopole
کتابفروشی کتابهای کمیاب
the bibliopole offered rare manuscripts to collectors.
فروشنده کتابهای کمیاب، نسخههای خطی کمیاب را به کلکسیونرها پیشنهاد داد.
she visited the bibliopole to find a first edition of her favorite novel.
او برای یافتن نسخه اولیهی رمان مورد علاقهاش به سراغ فروشنده کتابهای کمیاب رفت.
the bibliopole specialized in antiquarian books.
فروشنده کتابهای کمیاب در کتابهای عتیقه تخصص داشت.
at the bibliopole, i discovered a treasure trove of old maps.
در فروشگاه کتابهای کمیاب، گنجینهای از نقشههای قدیمی را کشف کردم.
the bibliopole had an impressive collection of rare texts.
فروشنده کتابهای کمیاب مجموعهای چشمگیر از متون کمیاب داشت.
many bibliopoles attend book fairs to showcase their collections.
بسیاری از فروشندگان کتابهای کمیاب در نمایشگاههای کتاب شرکت میکنند تا مجموعههای خود را به نمایش بگذارند.
the bibliopole's expertise in rare books was unmatched.
تخصص فروشنده کتابهای کمیاب در کتابهای کمیاب بینظیر بود.
he became a bibliopole after years of working in publishing.
او پس از سالها کار در صنعت نشر، به یک فروشنده کتابهای کمیاب تبدیل شد.
the bibliopole recommended several titles for my research.
فروشنده کتابهای کمیاب چندین عنوان را برای تحقیقات من توصیه کرد.
she enjoyed chatting with the bibliopole about literary history.
او از گفتگو با فروشنده کتابهای کمیاب در مورد تاریخ ادبیات لذت میبرد.
visit the bibliopole
بازدید از کتابفروشی
browse a bibliopole
مرور یک کتابفروشی
antique bibliopole
کتابفروشی عتیقه
independent bibliopole
کتابفروشی مستقل
support local bibliopole
حمایت از کتابفروشی محلی
charming bibliopole
کتابفروشی جذاب
hidden bibliopole
کتابفروشی پنهان
literary bibliopole
کتابفروشی ادبی
rare books bibliopole
کتابفروشی کتابهای کمیاب
the bibliopole offered rare manuscripts to collectors.
فروشنده کتابهای کمیاب، نسخههای خطی کمیاب را به کلکسیونرها پیشنهاد داد.
she visited the bibliopole to find a first edition of her favorite novel.
او برای یافتن نسخه اولیهی رمان مورد علاقهاش به سراغ فروشنده کتابهای کمیاب رفت.
the bibliopole specialized in antiquarian books.
فروشنده کتابهای کمیاب در کتابهای عتیقه تخصص داشت.
at the bibliopole, i discovered a treasure trove of old maps.
در فروشگاه کتابهای کمیاب، گنجینهای از نقشههای قدیمی را کشف کردم.
the bibliopole had an impressive collection of rare texts.
فروشنده کتابهای کمیاب مجموعهای چشمگیر از متون کمیاب داشت.
many bibliopoles attend book fairs to showcase their collections.
بسیاری از فروشندگان کتابهای کمیاب در نمایشگاههای کتاب شرکت میکنند تا مجموعههای خود را به نمایش بگذارند.
the bibliopole's expertise in rare books was unmatched.
تخصص فروشنده کتابهای کمیاب در کتابهای کمیاب بینظیر بود.
he became a bibliopole after years of working in publishing.
او پس از سالها کار در صنعت نشر، به یک فروشنده کتابهای کمیاب تبدیل شد.
the bibliopole recommended several titles for my research.
فروشنده کتابهای کمیاب چندین عنوان را برای تحقیقات من توصیه کرد.
she enjoyed chatting with the bibliopole about literary history.
او از گفتگو با فروشنده کتابهای کمیاب در مورد تاریخ ادبیات لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید