bibliopolist

[ایالات متحده]/baɪblɪˈɒpəlɪst/
[بریتانیا]/ˌbɪbliˈoʊpəlɪst/

ترجمه

n. کتابفروشی، به ویژه کسی که در کتاب‌های نایاب یا با ارزش فعالیت می‌کند.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the bibliopolist curated a rare collection of ancient texts.

کتاب‌فروشِ کتاب‌های قدیمی مجموعه‌ای نایاب از متون باستانی را گردآوری کرد.

many bibliopolists specialize in first editions of classic literature.

بسیاری از کتاب‌فروشانِ کتاب‌های قدیمی در نسخه‌های اولیه‌ی آثار کلاسیک ادبیات تخصص دارند.

the bibliopolist offered a generous discount on rare books.

کتاب‌فروشِ کتاب‌های قدیمی تخفیف سخاوتمندانه‌ای روی کتاب‌های نایاب ارائه داد.

she visited the bibliopolist to find a specific historical manuscript.

او برای یافتن یک دست‌نویس تاریخی خاص از کتاب‌فروشِ کتاب‌های قدیمی بازدید کرد.

the bibliopolist's shop was filled with the scent of old paper.

فروشگاه کتاب‌فروشِ کتاب‌های قدیمی پر از عطر کاغذهای قدیمی بود.

he became a bibliopolist after years of studying literature.

او پس از سال‌ها تحصیل در رشته‌ی ادبیات به عنوان کتاب‌فروشِ کتاب‌های قدیمی شناخته شد.

the bibliopolist organized a book fair to attract collectors.

کتاب‌فروشِ کتاب‌های قدیمی برای جذب مجموعه‌داران یک نمایشگاه کتاب برگزار کرد.

as a bibliopolist, he had extensive knowledge of bookbinding techniques.

به عنوان یک کتاب‌فروشِ کتاب‌های قدیمی، او دانش گسترده‌ای در مورد تکنیک‌های صحافی داشت.

the bibliopolist was known for his expertise in rare maps.

کتاب‌فروشِ کتاب‌های قدیمی به دلیل تخصصش در نقشه‌های نایاب شناخته می‌شد.

she admired the bibliopolist's ability to find lost literary treasures.

او توانایی کتاب‌فروشِ کتاب‌های قدیمی در یافتن گنج‌های ادبی گمشده را تحسین می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید