bicentenary

[ایالات متحده]/ˌbaɪsen'tiːnərɪ/
[بریتانیا]/ˌbaɪsɛn'tɛnəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دویستمین سالگرد، جشن دویستمین سالگرد
adj. مربوط به یا مربوط به دویستمین سالگرد.
Word Forms

جملات نمونه

the huge bicentenary celebrations.

جشنواره دو قرن بزرگ

The company’s bicentenary was in 1974.

دو قرن شرکت در سال 1974 بود.

Do you have the memorial postage stamps for the bicentenary?

آیا تمبرهای یادبود برای دوی صدمین سالگرد را دارید؟

An exciting programme of events to celebrate Darwin's bicentenary has already begun in Shrewsbury and will continue throughout 2009.

یک برنامه هیجان انگیز از رویدادها برای بزرگداشت دوی صدمین سالگرد داروین از قبل در شروزبری آغاز شده و در طول سال 2009 ادامه خواهد داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید