bicolored

[ایالات متحده]/baɪˈkɒlər d/
[بریتانیا]/baiˈkɑːlərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دو رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

bicolored bird

پرنده دو رنگ

bicolored scarf

شال دو رنگ

bicolored flower petals

گلبرگ‌های دو رنگ

a bicolored dress

یک لباس دو رنگ

bicolored paint scheme

طرح رنگ‌آمیزی دو رنگ

a bicolored cookie

یک کوکی دو رنگ

bicolored leaves

برگ‌های دو رنگ

the bicolored flag

پرچم دو رنگ

جملات نمونه

the bicolored dress was a hit at the party.

لباس دو رنگه در مهمانی بسیار محبوب بود.

she painted the walls in a bicolored scheme.

او دیوارها را با طرح دو رنگه رنگ کرد.

the artist created a bicolored sculpture.

هنرمند یک مجسمه دو رنگه خلق کرد.

my cat has a bicolored coat of fur.

گربه من یک پوشش دو رنگه دارد.

they chose a bicolored theme for their wedding.

آنها یک تم دو رنگه را برای عروسی خود انتخاب کردند.

the bicolored leaves signaled the change of seasons.

برگ‌های دو رنگه نشان‌دهنده تغییر فصل‌ها بودند.

he wore a bicolored tie to the interview.

او یک کراوات دو رنگه به مصاحبه پوشید.

the bicolored flag represents unity and diversity.

پرچم دو رنگه نماد وحدت و تنوع است.

her bicolored hair made her stand out in the crowd.

موهای دو رنگه او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

the bicolored logo was designed for the new brand.

لوگوی دو رنگه برای برند جدید طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید