painted

[ایالات متحده]/'peintid/
[بریتانیا]/ˈpentɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به تصویر کشیده شده; پوشیده شده با رنگ; رنگی
v. رنگ را به (زمان گذشته و شکل گذشته) اعمال کرد

عبارات و ترکیب‌ها

hand-painted

دست‌نقاشی‌شده

colorfully painted

با رنگ آمیزی زنده

freshly painted

به تازگی رنگ شده

painted pottery

ظروف رنگ شده

painted skin

پوست رنگ شده

painted glass

شیشه رنگ شده

painted steel

فولاد رنگ شده

جملات نمونه

I painted a girl with a pigtail.

من دختری با بافتنی با دم اسبی رنگ کردم.

the room was painted in cheerful colours.

اتاق با رنگ‌های شاد رنگ شده بود.

the woodwork was painted in eggshell.

چوب‌کاری با رنگ پوسته تخم‌مرغی رنگ شده بود.

the car was painted a fiery red.

ماشین با رنگ قرمز آتشین رنگ شده بود.

the woodwork was painted blue.

چوب‌کاری آبی رنگ شده بود.

The doctor painted iodine on the cut.

پزشک ید را روی برش رنگ کرد.

a newly painted room.

یک اتاق به تازگی رنگ شده

The house was painted green outside.

خانه از بیرون سبز رنگ شده بود.

the sunlit painted meadow

چمنزار رنگ شده آفتابی

He painted the wall yellow.

او دیوار را زرد رنگ کرد.

The artist painted in watercolours.

هنرمند با آبرنگ نقاشی کرد.

a room painted in restful colors.

یک اتاق با رنگ‌های آرامش‌بخش رنگ شده.

He painted this picture.

او این نقاشی را رنگ کرد.

They have painted the table red.

آنها میز را قرمز رنگ کرده‌اند.

the background was painted in cerulean blue .

پس‌زمینه با رنگ آبی سرولوئن رنگ شده بود.

a clutch of brightly painted holiday homes.

یک دسته خانه‌های تعطیلات رنگارنگ.

flanges painted with esoteric glyphs.

پیچ‌های رنگ‌شده با نشانه‌های عرفانی.

نمونه‌های واقعی

If not, then we have to look at who might have painted that picture.

در غیر این صورت، باید بررسی کنیم چه کسی آن نقاشی را کشیده است.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Swift said she was " falsely painted as a liar."

سویفت گفت که به دروغ به عنوان یک دروغگو معرفی شده است.

منبع: Time

I mean, these cars frequently are painted underneath.

منظورم این است که این ماشین ها اغلب در زیر نقاشی می شوند.

منبع: Connection Magazine

It could be because the walks were painted blue.

ممکن است به این دلیل باشد که پیاده روها به رنگ آبی نقاشی شده اند.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 9, Volume 1)

They accept that Monet painted differently in his later pictures.

آنها قبول دارند که مونه در نقاشی های بعدی خود به روش متفاوتی نقاشی می کرد.

منبع: Global Slow English

So, what have you painted, Sarah?

پس، شما چه نقاشی کشیدید، سارا؟

منبع: Sarah and the little duckling

And the 18 windows are all simply painted on, without any glass.

و 18 پنجره همه به سادگی روی آنها نقاشی شده است، بدون هیچ شیشه ای.

منبع: Popular Science Essays

Now, however, the parts can be painted at the same time.

اکنون، با این حال، قطعات را می توان همزمان نقاشی کرد.

منبع: VOA Special October 2021 Collection

Picasso's first Cubist paintings were all painted in brown and grey.

اولین نقاشی های کوبیسم پیکاسو همگی به رنگ قهوه ای و خاکستری نقاشی شده بودند.

منبع: New Standard High School English Compulsory Volume 2 by Foreign Language Teaching and Research Press

Hey, it's gonna look even better when it's painted.

هی، وقتی نقاشی شد، حتی بهتر به نظر می رسد.

منبع: Modern Family Season 6

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید