bicorn

[ایالات متحده]/ˈbɪkɔːn/
[بریتانیا]/ˈbaɪˌkɔrn/

ترجمه

adj. دارای دو شاخ؛ شکل هلالی
n. کلاهی با دو شاخ
Word Forms
جمعbicorns

عبارات و ترکیب‌ها

bicornuate uterus

رحم دوقلویه‌ای

bicorn horn

شاخ دوقلو

a bicorn creature

یک موجود دوقلو

bicorn mythology

اساطیر دوقلو

جملات نمونه

the bicorn hat is a classic symbol of military uniforms.

کلاه دو شاخی نماد کلاسیک لباس‌های نظامی است.

he wore a bicorn to the formal event.

او یک کلاه دو شاخی به مراسم رسمی پوشید.

the bicorn is often associated with the napoleonic era.

کلاه دو شاخی اغلب با دوران ناپلئونی مرتبط است.

in the museum, i saw a beautiful bicorn on display.

در موزه، من یک کلاه دو شاخی زیبا در نمایش دیدم.

many historical figures are depicted wearing a bicorn.

بسیاری از چهره‌های تاریخی در حال پوشیدن کلاه دو شاخی به تصویر کشیده شده‌اند.

the bicorn is a unique fashion statement.

کلاه دو شاخی یک بیانیه مد منحصر به فرد است.

he collected various styles of bicorn hats.

او سبک‌های مختلف کلاه دو شاخی را جمع‌آوری کرد.

during the parade, many officers wore a bicorn.

در طول رژه، بسیاری از افسران کلاه دو شاخی پوشیدند.

the bicorn's design has evolved over the centuries.

طراحی کلاه دو شاخی در طول قرن‌ها تکامل یافته است.

she admired the intricate details of the bicorn.

او به جزئیات پیچیده کلاه دو شاخی علاقه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید