bicyclists

[ایالات متحده]/ˈbaɪˌsɪklɪst/
[بریتانیا]/baɪˈsɪklɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که دوچرخه سوار می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bicyclist safety

ایمنی دوچرخه‌سوار

bicyclist etiquette

ادب دوچرخه‌سواری

professional bicyclist

دوچرخه‌سوار حرفه‌ای

bicyclist helmet

کلاه ایمنی دوچرخه‌سوار

urban bicyclist

دوچرخه‌سوار شهری

bicyclist path

مسیر دوچرخه‌سوار

sighting a bicyclist

مشاهده دوچرخه‌سوار

جملات نمونه

the bicyclist rode through the park every morning.

دوچرخه سوار هر روز صبح از میان پارک عبور می‌کرد.

many bicyclists prefer wearing helmets for safety.

بسیاری از دوچرخه سواران ترجیح می‌دهند به دلیل ایمنی کلاه ایمنی بپوشند.

the bicyclist signaled before making a turn.

دوچرخه سوار قبل از گردش، علامت داد.

during the race, the bicyclist maintained a steady pace.

در طول مسابقه، دوچرخه سوار سرعت ثابتی را حفظ کرد.

she is an experienced bicyclist who rides long distances.

او یک دوچرخه سوار با تجربه است که مسافت‌های طولانی را رکاب می‌زند.

the bicyclist stopped at the traffic light.

دوچرخه سوار در چراغ راهنمایی متوقف شد.

he watched the bicyclist navigate through traffic.

او دوچرخه سوار را در حال عبور از ترافیک تماشا کرد.

the bicyclist joined a local cycling club.

دوچرخه سوار به یک باشگاه دوچرخه سواری محلی پیوست.

she encouraged new bicyclists to join the community rides.

او از دوچرخه سواران جدید خواست تا به مسابقات محلی بپیوندند.

after the rain, the bicyclist cleaned his bike thoroughly.

بعد از باران، دوچرخه سوار دوچرخه خود را به طور کامل تمیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید