bigarade

[ایالات متحده]/bɪˈɡærɑːd/
[بریتانیا]/biˈɡærərd/

ترجمه

n. نوعی میوه پرتقال تلخ؛ مخلوطی از میوه‌های مرکبات، به‌ویژه پرتقال‌ها و لیموها.
شکل‌های واژه
جمعbigarades

عبارات و ترکیب‌ها

bigarade orange

بی‌گارد اورنج

bigarade zest

کاسبرگ بی‌گارد

bigarade essential oil

روغن اسانس بی‌گارد

a bigarade tree

یک درخت بی‌گارد

bigarade flavor profile

طعم بی‌گارد

the bigarade's aroma

عطر بی‌گارد

bigarade and citrus

بی‌گارد و مرکبات

جملات نمونه

bigarade is often used to make marmalade.

بیگارده اغلب برای تهیه مربا استفاده می‌شود.

she loves the unique flavor of bigarade in her dishes.

او طعم منحصر به فرد بیگارده را در غذاهایش دوست دارد.

bigarade can be used in cocktails for a refreshing twist.

می‌توان از بیگارده در کوکتل‌ها برای طعم بخشیدن تازه‌ استفاده کرد.

he enjoys the bitterness of bigarade in his tea.

او تلخی بیگارده را در چای خود دوست دارد.

bigarade is a popular ingredient in mediterranean cuisine.

بیگارده یک ماده محبوب در آشپزی مدیترانه ای است.

she made a salad dressing with bigarade juice.

او با آب بیگارده یک سس سالاد درست کرد.

bigarade is often paired with seafood for a zesty flavor.

بیگارده اغلب با غذاهای دریایی برای طعم بخشیدن تند همراه است.

the scent of bigarade filled the kitchen while cooking.

در حین آشپزی، عطر بیگارده آشپزخانه را پر کرد.

bigarade trees are known for their fragrant blossoms.

درختان بیگارده به خاطر گل‌های خوشبویشان معروف هستند.

she prefers bigarade over regular oranges for desserts.

او ترجیح می‌دهد بیگارده را به نارنج معمولی برای دسرها انتخاب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید