bilirubinemic

[ایالات متحده]/ˌbɪlɪruːˈbiːmɪk/
[بریتانیا]/ˌbɪlɪruːˈbiːmɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده با حضور بیلی روبین در خون

عبارات و ترکیب‌ها

hyperbilirubinemic infant

نوزاد با سطح بالای بیلیрубین

bilirubinemic patient

بیمار با سطح بالای بیلیрубین

bilirubinemic newborn

نوزاد با سطح بالای بیلیрубین

severe hyperbilirubinemic

بیلیрубین بالا و شدید

bilirubinemic encephalopathy

encefalопатی بیلیрубینی

bilirubinemic syndrome

متلازمة بیلیрубینی

is bilirubinemic

بیلیрубینی است

was bilirubinemic

بیلیрубینی بود

hyperbilirubinemic neonate

نوزاد با سطح بالای بیلیрубین

bilirubinemic condition

وضعیت بیلیрубینی

جملات نمونه

the bilirubinemic newborn required immediate phototherapy treatment.

نوزاد با سطح بالای بیلیрубین نیاز به درمان فوری با فتوتراپی دارد.

elevated bilirubinemic levels must be closely monitored in neonatal intensive care units.

سطوح بالای بیلیрубین باید در بیمارستان‌های مراقبت ویژه نوزادان به دقت پیگیری شود.

severe bilirubinemic conditions can lead to potentially fatal kernicterus.

وضعیت‌های شدید بیلیрубین می‌تواند منجر به کرنتیکرسی که ممکن است فatal باشد، شود.

the pediatric specialist diagnosed a rare bilirubinemic disorder in the infant.

متخصص پدیاتریک یک اختلال نادر بیلیрубینی را در نوزاد تشخیص داد.

bilirubinemic jaundice commonly affects premature infants during the first week of life.

صورت زردی بیلیрубینی معمولاً در نوزادان زودرس در هفته اول زندگی تأثیر می‌گذارد.

early bilirubinemic screening protocols have significantly reduced complications.

پروتکل‌های غربالگری زودهنگام بیلیрубینی به طور قابل توجهی عوارض را کاهش داده‌اند.

the bilirubinemic patient exhibited characteristic yellow discoloration of the sclera.

بیمار با بیلیрубین بالا نشانه‌های خاصی از زردی sclera را نشان داد.

acute bilirubinemic episodes require prompt medical intervention to prevent brain damage.

episodes حاد بیلیрубینی نیاز به دخول پزشکی فوری برای جلوگیری از آسیب مغز دارد.

bilirubinemic manifestations can vary significantly between breastfed and formula-fed infants.

نمونه‌های بیلیрубینی می‌تواند بین نوزادان شیرخور و نوزادان شیر مصنوعی به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

the clinical trial investigated novel treatments for persistent bilirubinemic syndrome.

آزمایش بالینی درمان‌های جدید برای سندرم بیلیрубینی مزمن را بررسی کرد.

phototherapy effectively lowers bilirubinemic concentrations through skin absorption.

فتوتراپی به طور موثر سطوح بیلیрубینی را از طریق جذب پوست کاهش می‌دهد.

standardized bilirubinemic thresholds guide therapeutic decision-making in hospitals.

محدوده‌های استاندارد بیلیрубینی تصمیم‌گیری درمانی را در بیمارستان‌ها راهنمایی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید