icterus

[ایالات متحده]/ˈɪktərəs/
[بریتانیا]/ˈɪktərəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت پزشکی که با زرد شدن پوست و چشم‌ها به دلیل سطوح بالای بیلی‌روبین مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

icterus neonatorum

یرقان نوزاد

icterus gravis

یرقان شدید

icterus hepatitis

یرقان هپاتیتی

icterus syndrome

سندرم یرقان

icterus treatment

درمان یرقان

icterus symptoms

علائم یرقان

icterus diagnosis

تشخیص یرقان

icterus causes

علت یرقان

icterus management

مدیریت یرقان

icterus evaluation

ارزیابی یرقان

جملات نمونه

patients with icterus often experience yellowing of the skin.

بیماران مبتلا به زردی اغلب رنگ پوست زرد را تجربه می‌کنند.

doctors use blood tests to diagnose icterus.

پزشکان از آزمایش‌های خون برای تشخیص زردی استفاده می‌کنند.

newborns often develop icterus shortly after birth.

نوزادان اغلب به زودی پس از تولد دچار زردی می‌شوند.

it is important to monitor icterus in infants.

نظارت بر زردی در نوزادان مهم است.

severe icterus may require medical intervention.

زردی شدید ممکن است نیاز به مداخله پزشکی داشته باشد.

early treatment can prevent complications from icterus.

درمان زودهنگام می‌تواند از عوارض ناشی از زردی جلوگیری کند.

chronic icterus can indicate ongoing health issues.

زردی مزمن می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات بهداشتی مداوم باشد.

understanding the causes of icterus is essential for treatment.

درک علل زردی برای درمان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید