bilocation

[ایالات متحده]/bɪˌlɒkˈeɪʃən/
[بریتانیا]/baɪˌloʊˈkeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی بودن در دو مکان به طور همزمان.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bilocation phenomenon

پدیده دو مکانی

theory of bilocation

نظریه دو مکانی

claims of bilocation

ادعاهای دو مکانی

impossible bilocation

دو مکانی غیرممکن

bilocation in fiction

دو مکانی در داستان

evidence of bilocation

اثبات دو مکانی

debate about bilocation

بحث درباره دو مکانی

bilocation and parapsychology

دو مکانی و روان‌شناسی فراطبیعی

جملات نمونه

bilocation is often associated with mystical experiences.

تبیین مکان اغلب با تجربیات عرفانی مرتبط است.

many saints are said to have achieved bilocation.

گفته می‌شود بسیاری از قدیسان به توانایی تببین مکان دست یافته‌اند.

bilocation challenges our understanding of space and time.

تبیین مکان درک ما از فضا و زمان را به چالش می‌کشد.

some researchers study the phenomenon of bilocation.

برخی از محققان پدیده تببین مکان را مطالعه می‌کنند.

in literature, bilocation is often used as a plot device.

در ادبیات، تببین مکان اغلب به عنوان یک عنصر داستانی استفاده می‌شود.

bilocation can be seen in various religious texts.

تبیین مکان را می‌توان در متون مذهبی مختلف مشاهده کرد.

people have claimed to experience bilocation during meditation.

افراد ادعا کرده‌اند که در طول مدیتیشن، تببین مکان را تجربه کرده‌اند.

bilocation raises questions about consciousness and perception.

تبیین مکان سوالاتی را در مورد آگاهی و ادراک مطرح می‌کند.

some cultures have legends that include bilocation abilities.

برخی از فرهنگ‌ها افسانه‌هایی دارند که شامل توانایی‌های تببین مکان می‌شوند.

bilocation is a fascinating topic in paranormal studies.

تبیین مکان موضوعی جذاب در مطالعات فراطبیعی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید