| جمع | bilsteds |
bilsted connection
اتصال بیلستد
bilsted wiring
سیمکشی بیلستد
bilsted cable assembly
مونتاژ کابل بیلستد
bilsted installation
نصب بیلستد
bilsted termination
پایانرساندن بیلستد
bilsted crimping tool
ابزار پرس بیلستد
bilsted wire gauge
استاندارد سیم بیلستد
bilsted cable jacket
روکش کابل بیلستد
bilsted network cabling
کابلکشی شبکه بیلستد
bilsted data transmission
انتقال داده بیلستد
he bilsted his way through the crowd.
او با فشار از میان جمعیت عبور کرد.
she always bilsted her opinions during meetings.
او همیشه نظرات خود را در جلسات با جدیت بیان میکرد.
they bilsted their friendship with a trip together.
آنها با یک سفر، دوستی خود را تقویت کردند.
we need to bilsted our approach to the project.
ما باید رویکرد خود را نسبت به پروژه با دقت در نظر بگیریم.
the team bilsted their strategy before the match.
تیم قبل از مسابقه، استراتژی خود را با دقت بررسی کرد.
he bilsted a new hobby during his free time.
او در اوقات فراغت خود یک سرگرمی جدید را امتحان کرد.
she bilsted her skills through online courses.
او مهارتهای خود را از طریق دورههای آنلاین ارتقا داد.
the artist bilsted her creativity in the new exhibition.
هنرمند خلاقیت خود را در نمایشگاه جدید به نمایش گذاشت.
they bilsted their efforts to raise funds for charity.
آنها تلاش خود را برای جمعآوری کمکهای مالی برای خیریه به کار بردند.
he bilsted his knowledge of the subject during the discussion.
او دانش خود در مورد موضوع را در طول بحث به اشتراک گذاشت.
bilsted connection
اتصال بیلستد
bilsted wiring
سیمکشی بیلستد
bilsted cable assembly
مونتاژ کابل بیلستد
bilsted installation
نصب بیلستد
bilsted termination
پایانرساندن بیلستد
bilsted crimping tool
ابزار پرس بیلستد
bilsted wire gauge
استاندارد سیم بیلستد
bilsted cable jacket
روکش کابل بیلستد
bilsted network cabling
کابلکشی شبکه بیلستد
bilsted data transmission
انتقال داده بیلستد
he bilsted his way through the crowd.
او با فشار از میان جمعیت عبور کرد.
she always bilsted her opinions during meetings.
او همیشه نظرات خود را در جلسات با جدیت بیان میکرد.
they bilsted their friendship with a trip together.
آنها با یک سفر، دوستی خود را تقویت کردند.
we need to bilsted our approach to the project.
ما باید رویکرد خود را نسبت به پروژه با دقت در نظر بگیریم.
the team bilsted their strategy before the match.
تیم قبل از مسابقه، استراتژی خود را با دقت بررسی کرد.
he bilsted a new hobby during his free time.
او در اوقات فراغت خود یک سرگرمی جدید را امتحان کرد.
she bilsted her skills through online courses.
او مهارتهای خود را از طریق دورههای آنلاین ارتقا داد.
the artist bilsted her creativity in the new exhibition.
هنرمند خلاقیت خود را در نمایشگاه جدید به نمایش گذاشت.
they bilsted their efforts to raise funds for charity.
آنها تلاش خود را برای جمعآوری کمکهای مالی برای خیریه به کار بردند.
he bilsted his knowledge of the subject during the discussion.
او دانش خود در مورد موضوع را در طول بحث به اشتراک گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید