bimbette

[ایالات متحده]/bimˈbet/
[بریتانیا]/bimˈbɛt/

ترجمه

n. یک زن بی‌محتوا یا بی‌خیال جوان؛ یک دختر فریبنده.
Word Forms
جمعbimbettes

عبارات و ترکیب‌ها

the bimbette stereotype

کلیشه بامبیت

جملات نمونه

she acted like a bimbette at the party.

او مثل یک بامبیت در مهمانی رفتار می‌کرد.

he was tired of dating a bimbette.

او از قرار دادن با یک بامبیت خسته شده بود.

the bimbette wore a flashy dress to impress.

بامبیت یک لباس چشمگیر به تن کرد تا تحت تاثیر قرار دهد.

she was often labeled a bimbette by her peers.

او اغلب توسط همسالانش به عنوان بامبیت برچسب گذاری می‌شد.

he didn't realize she was more than just a bimbette.

او متوجه نشد که او بیشتر از یک بامبیت است.

being a bimbette isn't just about looks.

بودن یک بامبیت فقط به ظاهر مربوط نمی‌شود.

she embraced her bimbette persona with confidence.

او با اعتماد به نفس شخصيت بامبيت خود را پذیرفت.

people often underestimate a bimbette's intelligence.

افراد اغلب هوش یک بامبیت را دست کم می‌گیرند.

the movie featured a bimbette as the main character.

فیلم یک بامبیت را به عنوان شخصیت اصلی داشت.

she joked about being a bimbette among her friends.

او در بین دوستانش درباره بامبیت بودن شوخی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید