bimillenaries

[ایالات متحده]/baɪˈmɪlənəri/
[بریتانیا]/baiˈmɪləˌnɛri/

ترجمه

adj. مربوط به یا نشانه‌ای از یک دوره دو هزار ساله.
n. یک دوره دو هزار ساله.

جملات نمونه

the study of bimillenaries reveals insights into ancient cultures.

مطالعه درباره دوهزار سالگی نشان دهنده بینش هایی در مورد فرهنگ های باستانی است.

bimillenaries of history can shape our understanding of the present.

دو هزار سالگی تاریخ می تواند شکل دهنده درک ما از زمان حال باشد.

many civilizations have celebrated their bimillenaries with grand ceremonies.

تعدادی از تمدن ها دوهزار سالگی خود را با جشن های بزرگ جشن گرفته اند.

archaeologists often focus on bimillenaries to uncover lost knowledge.

باستان شناسان اغلب بر روی دوهزار سالگی تمرکز می کنند تا دانش گمشده را کشف کنند.

bimillenaries mark significant milestones in human development.

دو هزار سالگی نقاط عطف مهم در توسعه انسانی را نشان می دهد.

understanding bimillenaries helps us appreciate our heritage.

درک دوهزار سالگی به ما کمک می کند تا از میراث خود قدردانی کنیم.

many festivals commemorate bimillenaries of important events.

بسیاری از جشنواره ها دوهزار سالگی رویدادهای مهم را گرامی می دارند.

bimillenaries provide a timeline for historical research.

دو هزار سالگی یک جدول زمانی برای تحقیقات تاریخی فراهم می کند.

literature from bimillenaries ago still influences modern writers.

ادبیات از دوهزار سال پیش هنوز بر نویسندگان امروزی تأثیر می گذارد.

exploring bimillenaries can deepen our connection to the past.

کاوش در مورد دوهزار سالگی می تواند ارتباط ما با گذشته را عمیق تر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید