biochip

[ایالات متحده]/baɪˈtʃɪp/
[بریتانیا]/baiˈtʃip/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه الکترونیکی کوچک که حاوی ماده بیولوژیکی، مانند DNA یا سلول‌ها است و برای تشخیص پزشکی، کشف دارو یا سایر کاربردها استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعbiochips

عبارات و ترکیب‌ها

biochip implant

کاشت بیوشیپ

biochip technology

فناوری بیوشیپ

miniaturized biochip

بیوشیپ کوچک‌شده

biochip-based diagnostics

تشخیص مبتنی بر بیوشیپ

implantable biochip sensor

حسگر بیوشیپ قابل کاشت

جملات نمونه

the biochip can analyze genetic information quickly.

تراشه زیستی می‌تواند اطلاعات ژنتیکی را به سرعت تجزیه و تحلیل کند.

researchers are developing a new biochip for disease detection.

محققان در حال توسعه یک تراشه زیستی جدید برای تشخیص بیماری هستند.

biochips are revolutionizing the field of personalized medicine.

تراشه‌های زیستی در حال متحول کردن زمینه پزشکی شخصی‌سازی‌شده هستند.

the biochip technology is becoming more affordable.

فناوری تراشه زیستی مقرون به صرفه‌تر می‌شود.

using a biochip can significantly reduce testing time.

استفاده از تراشه زیستی می‌تواند زمان آزمایش را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

biochip applications include environmental monitoring and food safety.

کاربردهای تراشه زیستی شامل پایش محیط‌زیست و ایمنی غذا می‌شود.

scientists are excited about the potential of biochip technology.

دانشمندان در مورد پتانسیل فناوری تراشه زیستی هیجان‌زده هستند.

the biochip can store vast amounts of data efficiently.

تراشه زیستی می‌تواند حجم زیادی از داده‌ها را به طور کارآمد ذخیره کند.

many industries are investing in biochip research and development.

صنایع زیادی در حال سرمایه‌گذاری در تحقیقات و توسعه تراشه زیستی هستند.

biochips enable real-time monitoring of health conditions.

تراشه‌های زیستی امکان پایش بلادرخاک سلامت را فراهم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید