microchip

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəˌtʃɪp/
[بریتانیا]/'maɪkrotʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میکروچیپ (یک ویفر کوچک از مواد نیمه هادی که برای ساخت یک مدار مجتمع استفاده می‌شود)

جملات نمونه

a microchip that will allow parents to block reception of violent programmes.

تراشه ای که به والدین اجازه می دهد از دریافت برنامه های خشن جلوگیری کنند.

The invention of the microchip announced a new generation of computers.

ظهور تراشه میکرو، نسل جدیدی از رایانه ها را اعلام کرد.

The microchip in the smartphone stores all our data.

تراشه میکرو در تلفن هوشمند، تمام داده های ما را ذخیره می کند.

Scientists are developing smaller and more powerful microchips.

دانشمندان در حال توسعه تراشه های میکرو کوچکتر و قدرتمندتر هستند.

The microchip industry is constantly evolving.

صنعت تراشه میکرو به طور مداوم در حال تکامل است.

The microchip embedded in the credit card ensures secure transactions.

تراشه میکرو تعبیه شده در کارت اعتباری، تراکنش های امن را تضمین می کند.

Computers rely on microchips to function.

رایانه ها برای عملکرد به تراشه های میکرو متکی هستند.

The microchip revolutionized the electronics industry.

تراشه میکرو صنعت الکترونیک را متحول کرد.

Microchips are essential components in modern technology.

تراشه های میکرو اجزای ضروری فناوری مدرن هستند.

The microchip market is highly competitive.

بازار تراشه میکرو بسیار رقابتی است.

Engineers are working on improving the efficiency of microchips.

مهندسان در حال کار بر روی بهبود کارایی تراشه های میکرو هستند.

The microchip contains millions of transistors.

تراشه میکرو حاوی میلیون ها ترانزیستور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید