biofeedbacks

[US]/baɪəʊˈfɛdbæks/
[UK]/ˌbaɪoʊˈfɛdbæk/

Translation

n. سیستم‌هایی که از نظارت الکترونیکی برای ارائه اطلاعات در مورد فرآیندهای فیزیولوژیکی استفاده می‌کنند و به افراد اجازه می‌دهند تا یاد بگیرند که آن‌ها را کنترل کنند.

Example Sentences

biofeedbacks can help individuals manage stress effectively.

بازخورد زیستی می‌تواند به افراد کمک کند تا استرس را به طور موثر مدیریت کنند.

many therapists use biofeedbacks to enhance their treatment methods.

بسیاری از درمانگران از بازخورد زیستی برای بهبود روش‌های درمانی خود استفاده می‌کنند.

biofeedbacks provide real-time data about bodily functions.

بازخورد زیستی داده‌های بی‌درنگ در مورد عملکردهای بدن ارائه می‌دهد.

using biofeedbacks can improve your mental health.

استفاده از بازخورد زیستی می‌تواند سلامت روان شما را بهبود بخشد.

biofeedbacks are often used in rehabilitation programs.

بازخورد زیستی اغلب در برنامه‌های توانبخشی استفاده می‌شود.

many athletes rely on biofeedbacks to enhance their performance.

بسیاری از ورزشکاران برای افزایش عملکرد خود به بازخورد زیستی متکی هستند.

learning to use biofeedbacks can take some time.

یادگیری نحوه استفاده از بازخورد زیستی ممکن است مدتی طول بکشد.

biofeedbacks can help in pain management strategies.

بازخورد زیستی می‌تواند در استراتژی‌های مدیریت درد کمک کند.

some devices provide biofeedbacks for relaxation techniques.

برخی از دستگاه‌ها بازخورد زیستی را برای تکنیک‌های آرام‌سازی ارائه می‌دهند.

biofeedbacks can empower patients to take control of their health.

بازخورد زیستی می‌تواند به بیماران کمک کند تا کنترل سلامتی خود را به دست بگیرند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now