biogenic

[ایالات متحده]/baɪoʊˈdʒɛnɪk/
[بریتانیا]/ˌbaɪ.oʊˈdʒɛnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناشی از یا تولید شده توسط موجودات زنده؛ زیست‌شناختی مشتق شده.؛ ناشی از یا نتیجه فعالیت زیستی.

عبارات و ترکیب‌ها

biogenic emissions

گازهای منتشر شده از منابع زیستی

biogenic carbon cycle

چرخه کربن زیستی

biogenic methane production

تولید متان زیستی

biogenic aerosols

هواسرب‌های زیستی

biogenic biomarkers

نشانگرهای زیستی

biogenic origin

منشا زیستی

biogenic materials

مواد زیستی

biogenic processes

فرآیندهای زیستی

biogenic succession

جانشینی زیستی

جملات نمونه

biogenic materials are crucial for sustainable construction.

مواد زیانیک برای ساخت و ساز پایدار حیاتی هستند.

many biogenic compounds are used in pharmaceuticals.

ترکیبات زیانیک بسیاری در داروسازی استفاده می‌شوند.

biogenic processes play a significant role in soil health.

فرآیندهای زیانیک نقش مهمی در سلامت خاک ایفا می‌کنند.

researchers study biogenic emissions to understand climate change.

محققان تغییرات آب و هوایی را برای درک بهتر، انتشار مواد زیانیک را مطالعه می‌کنند.

biogenic carbon is an important factor in carbon cycling.

کربن زیانیک یک عامل مهم در چرخه کربن است.

biogenic sources of energy are becoming more popular.

منابع انرژی زیانیک محبوبیت بیشتری پیدا می‌کنند.

understanding biogenic pathways can enhance agricultural productivity.

درک مسیرهای زیانیک می‌تواند بهره‌وری کشاورزی را افزایش دهد.

biogenic waste can be converted into useful products.

ضایعات زیانیک را می‌توان به محصولات مفید تبدیل کرد.

biogenic substances are essential for maintaining ecosystem balance.

مواد زیانیک برای حفظ تعادل اکوسیستم ضروری هستند.

studies show that biogenic diversity supports overall health.

مطالعات نشان می‌دهد که تنوع زیانیک از سلامت کلی پشتیبانی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید