biogeography

[ایالات متحده]/ˌbaɪəʊdʒɪ'ɒgrəfɪ/
[بریتانیا]/ˌbaɪo,dʒɪ'ɑgrəfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه توزیع جغرافیایی گیاهان و جانوران
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

island biogeography

جغرافیای جزیره‌ای

جملات نمونه

for the Darwinians, biogeography became a historical science.

برای داروین‌گراها، زیست‌جغرافیایی به یک علم تاریخی تبدیل شد.

Biogeography studies the distribution of plants and animals.

زیست‌جغرافیایی توزیع گیاهان و جانوران را مطالعه می‌کند.

Island biogeography examines species diversity on islands.

زیست‌جغرافیای جزیره‌ای تنوع گونه‌ها را در جزایر بررسی می‌کند.

Biogeography helps us understand how organisms adapt to their environment.

زیست‌جغرافیایی به ما کمک می‌کند تا بفهمیم چگونه موجودات به محیط خود سازگار می‌شوند.

The field of biogeography combines biology and geography.

حوزه زیست‌جغرافیایی زیست‌شناسی و جغرافیا را با هم ترکیب می‌کند.

Biogeography can reveal patterns of evolution and migration.

زیست‌جغرافیایی می‌تواند الگوهای تکامل و مهاجرت را آشکار کند.

Biogeography involves studying the historical factors influencing species distribution.

زیست‌جغرافیایی شامل مطالعه عوامل تاریخی مؤثر بر توزیع گونه‌ها است.

Researchers use biogeography to track the movement of invasive species.

محققان از زیست‌جغرافیایی برای ردیابی حرکت گونه‌های مهاجم استفاده می‌کنند.

Biogeography plays a crucial role in conservation efforts.

زیست‌جغرافیایی نقش مهمی در تلاش‌های حفاظتی ایفا می‌کند.

Climate change has a significant impact on biogeography.

تغییرات آب و هوایی تأثیر قابل توجهی بر زیست‌جغرافیایی دارد.

Biogeography can help predict the spread of diseases.

زیست‌جغرافیایی می‌تواند به پیش‌بینی گسترش بیماری‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید