biomedicalization

[ایالات متحده]/ˌbaɪəʊˌmedɪkəlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌbaɪoʊˌmedɪkəlaɪˈzeɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند به‌کارگیری روش‌ها و فناوری‌های پزشکی برای حوزه‌هایی فراتر از طب سنتی، که اغلب شرایط اجتماعی یا بیولوژیکی را به مسائل پزشکی تبدیل می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

biomedicalization of aging

بیومدی‌سازی پیری

biomedicalization process

فرآیند بیومدی‌سازی

biomedicalization of life

بیومدی‌سازی زندگی

biomedicalization trends

روندهای بیومدی‌سازی

biomedicalization of illness

بیومدی‌سازی بیماری

biomedicalization debate

بحث بیومدی‌سازی

biomedicalization effects

اثرات بیومدی‌سازی

biomedicalization of reproduction

بیومدی‌سازی تولید مثل

جملات نمونه

the biomedicalization of aging has transformed how society views elderly individuals.

بیوشیمی‌سازی پیری باعث تحول در نحوه نگرش جامعه به افراد مسن شده است.

critics argue that the biomedicalization of everyday life creates unnecessary medicalization.

منتقدان استدلال می‌کنند که بیوشیمی‌سازی زندگی روزمره باعث ایجاد پزشکی‌زدگی غیرضروری می‌شود.

the process of biomedicalization expands the boundaries of medical authority.

فرآیند بیوشیمی‌سازی حدود قدرت پزشکی را گسترش می‌دهد.

healthcare policies often accelerate the biomedicalization of mental health conditions.

سیاست‌های بهداشتی اغلب بیوشیمی‌سازی شرایط سلامت روان را تسریع می‌کنند.

the biomedicalization era is characterized by technological interventions in human biology.

عصر بیوشیمی‌سازی با مداخلات فناورانه در زیست‌شناسی انسان مشخص می‌شود.

pharmaceutical companies drive the biomedicalization of female reproductive health.

شرکت‌های داروسازی بیوشیمی‌سازی سلامت تولیدمثلی زنان را پیش می‌برند.

some scholars question the ethics of biomedicalization in cosmetic procedures.

برخی از محققان درباره اخلاق بیوشیمی‌سازی در روش‌های زیبایی‌شناسی سؤال دارند.

the biomedicalization of chronic pain has led to increased opioid prescriptions.

بیوشیمی‌سازی درد مزمن منجر به افزایش تجویز داروهای مسکن شده است.

social movements have challenged the biomedicalization of transgender identities.

جنبش‌های اجتماعی چالش‌هایی را در برابر بیوشیمی‌سازی هویت‌های ترنس ایجاد کرده‌اند.

bioethical debates surround the biomedicalization of human enhancement technologies.

بحث‌های زیست‌اخلاقی در مورد بیوشیمی‌سازی فناوری‌های ارتقای انسان وجود دارد.

insurance systems reinforce the biomedicalization of wellness and prevention.

سیستم‌های بیمه، بیوشیمی‌سازی سلامت و پیشگیری را تقویت می‌کنند.

genetic testing has intensified the biomedicalization of risk assessment.

تست‌های ژنتیکی باعث تشدید بیوشیمی‌سازی ارزیابی خطر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید