medicalization

[ایالات متحده]/ˌmedɪkəlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmedɪkələˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند درمان یا توصیف یک وضعیت، رفتار یا مشکل با استفاده از روش‌های پزشکی یا به عنوان یک مسئله پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

medicalization of aging

پزشکی‌سازی پیری

medicalization of childbirth

پزشکی‌سازی زایمان

medicalization of behavior

پزشکی‌سازی رفتار

medicalization in society

پزشکی‌سازی در جامعه

over-medicalization trend

روند بیش از حد پزشکی‌سازی

medicalizations of stress

پزشکی‌سازی استرس

جملات نمونه

the medicalization of aging turns normal wrinkles into problems that need treatment.

تبدیل پیری به یک مسئله پزشکی، چین و چروک‌های طبیعی را به مشکلاتی تبدیل می‌کند که نیاز به درمان دارند.

critics warn that the medicalization of sadness can blur the line between grief and depression.

منتقدان هشدار می‌دهند که پزشکی شدن غم و اندوه می‌تواند مرز بین غم و افسردگی را محو کند.

the medicalization of childbirth has reduced some risks but also increased intervention rates.

پزشکی شدن زایمان، برخی از خطرات را کاهش داده است اما نرخ مداخله را نیز افزایش داده است.

health insurers debate whether the medicalization of obesity should change coverage policies.

شرکت‌های بیمه در مورد اینکه آیا پزشکی شدن چاقی باید تغییراتی در سیاست‌های پوشش ایجاد کند، بحث می‌کنند.

some researchers link the medicalization of addiction to better access to evidence based care.

برخی از محققان، پزشکی شدن اعتیاد را به دسترسی بهتر به مراقبت‌های مبتنی بر شواهد مرتبط می‌کنند.

the medicalization of stress has fueled a market for tests, supplements, and quick fixes.

پزشکی شدن استرس، بازاری برای آزمایش‌ها، مکمل‌ها و راه‌حل‌های سریع ایجاد کرده است.

they questioned the medicalization of shyness, arguing that personality traits are not disorders.

آنها در مورد پزشکی شدن خجالت سؤال کردند و استدلال کردند که ویژگی‌های شخصیتی اختلال نیستند.

the report criticized the over medicalization of menopause in advertising campaigns.

گزارش، پزشکی بیش از حد یائسگی را در کمپین‌های تبلیغاتی مورد انتقاد قرار داد.

teachers noticed the medicalization of childhood behavior through rising adhd referrals.

معلمان متوجه شدند که رفتار کودکان از طریق افزایش ارجاع به ADHD پزشکی شده است.

policy makers discussed the medicalization of disability and how it shapes social support.

قانون‌گذاران در مورد پزشکی شدن ناتوانی و اینکه چگونه شکل‌دهنده حمایت‌های اجتماعی است، بحث کردند.

her essay explores the medicalization of infertility and the pressure to pursue treatment.

مقاله او به بررسی پزشکی شدن ناباروری و فشار برای پیگیری درمان می‌پردازد.

the clinic promotes a holistic approach to avoid unnecessary medicalization of sleep problems.

کلینیک یک رویکرد جامع را برای جلوگیری از پزشکی غیرضروری مشکلات خواب تبلیغ می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید