biosystematy

[ایالات متحده]/baɪˈoʊˌsɪstəmætɪkɪ/
[بریتانیا]/bai-ə-SIST-ə-mat-ik-ee/

ترجمه

n. مطالعه طبقه‌بندی موجودات زنده؛ سیستماتیک بیولوژیکی.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

biosystematy plays a crucial role in understanding biodiversity.

مطالعه سیستم زیستی نقش مهمی در درک تنوع زیستی ایفا می‌کند.

researchers in biosystematy often collaborate with ecologists.

محققان در سیستم زیستی اغلب با اکولوژیست‌ها همکاری می‌کنند.

the study of biosystematy can help in conservation efforts.

مطالعه سیستم زیستی می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

biosystematy involves the classification of living organisms.

سیستم زیستی شامل طبقه‌بندی موجودات زنده است.

understanding biosystematy is essential for taxonomy.

درک سیستم زیستی برای طبقه‌بندی ضروری است.

many universities offer courses in biosystematy.

بسیاری از دانشگاه‌ها دوره‌هایی در سیستم زیستی ارائه می‌دهند.

biosystematy helps scientists to identify new species.

سیستم زیستی به دانشمندان کمک می‌کند تا گونه‌های جدید را شناسایی کنند.

the principles of biosystematy are applied in various research fields.

اصول سیستم زیستی در زمینه‌های تحقیقاتی مختلف به کار گرفته می‌شوند.

biosystematy can reveal evolutionary relationships among species.

سیستم زیستی می‌تواند روابط تکاملی بین گونه‌ها را نشان دهد.

advancements in technology have enhanced biosystematy studies.

پیشرفت‌ها در فناوری، مطالعات سیستم زیستی را بهبود بخشیده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید