systematics

[ایالات متحده]/sɪstəˈmætɪks/
[بریتانیا]/sɪstəˈmætɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه‌ای از زیست‌شناسی که به طبقه‌بندی و نام‌گذاری می‌پردازد؛ علم طبقه‌بندی سیستماتیک؛ مطالعه تنوع حیات و روابط میان موجودات زنده

عبارات و ترکیب‌ها

biological systematics

سیستماتیک زیستی

systematics theory

نظریه سیستماتیک

phylogenetic systematics

سیستماتیک فیلوژنتیک

systematics research

تحقیقات سیستماتیک

applied systematics

سیستماتیک کاربردی

systematics methods

روش‌های سیستماتیک

systematics classification

طبقه بندی سیستماتیک

systematics approach

رویکرد سیستماتیک

molecular systematics

سیستماتیک مولکولی

systematics analysis

تجزیه و تحلیل سیستماتیک

جملات نمونه

systematics is essential for understanding biodiversity.

درک تنوع زیستی برای سیستماتیک ضروری است.

many researchers focus on systematics in their studies.

بسیاری از محققان بر روی سیستماتیک در مطالعات خود تمرکز می کنند.

the systematics of plants is a complex field.

سیستماتیک گیاهان یک حوزه پیچیده است.

systematics helps in the identification of species.

سیستماتیک به شناسایی گونه ها کمک می کند.

understanding systematics can improve conservation efforts.

درک سیستماتیک می تواند تلاش های حفاظتی را بهبود بخشد.

systematics provides a framework for biological classification.

سیستماتیک چارچوبی برای طبقه بندی بیولوژیکی ارائه می دهد.

advancements in systematics have changed how we view evolution.

پیشرفت در سیستماتیک نحوه درک ما از تکامل را تغییر داده است.

systematics is a fundamental aspect of zoology.

سیستماتیک جنبه اساسی در نظر گرفته شدن جانور شناسی است.

in systematics, phylogenetic trees are commonly used.

در سیستماتیک، درختان توالی نیا به طور معمول استفاده می شوند.

systematics can reveal relationships among different species.

سیستماتیک می تواند روابط بین گونه های مختلف را نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید