biplanes

[ایالات متحده]/ˈbɪplənz/
[بریتانیا]/ˈbaɪplənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هواپیما با دو بال که یکی بالای دیگری قرار دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

biplanes performing aerobatics

انجام حرکات نمایشی توسط هواپیماهای دو باله

جملات نمونه

biplanes were popular in the early days of aviation.

بالاپیماها در دوران اولیه هوانوردی محبوب بودند.

many biplanes were used in world war i.

بسیاری از هواپیماهای دوقلو در جنگ جهانی اول استفاده شدند.

flying biplanes offers a unique experience.

پرواز با هواپیمای دوقلو یک تجربه منحصر به فرد ارائه می دهد.

he built a model of a classic biplane.

او مدلی از یک هواپیمای دوقلوی کلاسیک ساخت.

biplanes are often used in aerobatic performances.

هواپیماهای دوقلو اغلب در نمایش های آکروباتیک استفاده می شوند.

the sound of biplanes flying overhead is nostalgic.

صدای هواپیماهای دوقلوی در حال پرواز در آسمان نوستالژیک است.

she took a thrilling ride in a vintage biplane.

او یک سفر هیجان انگیز با یک هواپیمای دوقلوی قدیمی داشت.

many aviation enthusiasts admire biplanes for their design.

بسیاری از علاقه مندان به هوانوردی به خاطر طراحی خود، هواپیماهای دوقلو را تحسین می کنند.

biplanes can be seen at airshows around the country.

می توان هواپیماهای دوقلو را در نمایش های هوایی در سراسر کشور دید.

he dreams of piloting a biplane one day.

او رویای خلبانی یک هواپیمای دوقلو را یک روز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید