birthmarks

[ایالات متحده]/ˈbɜːθmɑːrks/
[بریتانیا]/ˈbɝːθˌmɑːrkz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علامت‌هایی که در زمان تولد وجود دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

remove birthmarks surgically

جرم‌های مادرزادی را به طور جراحی برداشتن

جملات نمونه

many people have unique birthmarks on their skin.

بسیاری از افراد جایگاه‌های پوستی منحصربه‌فردی روی پوست خود دارند.

some cultures believe that birthmarks have special meanings.

برخی از فرهنگ‌ها معتقدند که جایگاه‌های پوستی معانی خاصی دارند.

she was born with a large birthmark on her arm.

او با یک جایگاه پوستی بزرگ روی بازویش متولد شد.

birthmarks can come in various shapes and colors.

جایگاه‌های پوستی می‌توانند در اشکال و رنگ‌های مختلف ظاهر شوند.

he often jokes about his unusual birthmark.

او اغلب در مورد جایگاه پوستی غیرمعمولش شوخی می‌کند.

doctors say most birthmarks are harmless.

پزشکان می‌گویند بیشتر جایگاه‌های پوستی بی‌خطر هستند.

she has a birthmark that resembles a star.

او جایگاه پوستی دارد که شبیه یک ستاره است.

birthmarks can fade or change over time.

جایگاه‌های پوستی می‌توانند با گذشت زمان محو یا تغییر کنند.

some people choose to have their birthmarks removed.

برخی از افراد تصمیم می‌گیرند جایگاه‌های پوستی خود را از بین ببرند.

he was always curious about the origin of his birthmark.

او همیشه در مورد منشاء جایگاه پوستی خود کنجکاو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید