bisexualities

[ایالات متحده]/baɪˈsɛksjuːəlitiz/
[بریتانیا]/baiˈsɛksjʊəˌlɪtiz/

ترجمه

n. وضعیت یا شرایط دو جنسیتی بودن

جملات نمونه

many people explore their bisexualities in college.

بسیاری از افراد هویت دوجنس‌گرایی خود را در دانشگاه کشف می‌کنند.

understanding bisexualities can help promote inclusivity.

درک دوجنس‌گرایی می‌تواند به ترویج فراگیری کمک کند.

books about bisexualities are becoming more popular.

کتاب‌هایی در مورد دوجنس‌گرایی محبوب‌تر می‌شوند.

discussions around bisexualities are important for awareness.

بحث در مورد دوجنس‌گرایی برای افزایش آگاهی مهم است.

many films now depict diverse bisexualities.

بسیاری از فیلم‌ها اکنون دوجنس‌گرایی متنوع را به تصویر می‌کشند.

she identifies with the complexities of bisexualities.

او با پیچیدگی‌های دوجنس‌گرایی همذات‌پنداری می‌کند.

workshops on bisexualities are helpful for community building.

کارگاه‌های آموزشی در مورد دوجنس‌گرایی برای ایجاد جامعه مفید هستند.

art often reflects the realities of bisexualities.

هنر اغلب واقعیت‌های دوجنس‌گرایی را منعکس می‌کند.

there is a need for more research on bisexualities.

به تحقیقات بیشتری در مورد دوجنس‌گرایی نیاز است.

support groups can provide safe spaces for discussing bisexualities.

گروه‌های حمایتی می‌توانند فضاهای امنی برای بحث در مورد دوجنس‌گرایی فراهم کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید