bisexuality

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جاذبه یا احساسات عاشقانه نسبت به افراد از هر دو جنس، داشتن گرایش جنسی به سمت هر دو جنس مذکر و مؤنث

جملات نمونه

"The sexual urge is strong in all animals. ... It's a part of life, it's fun to have sex," Soeli said of the reasons for homosexuality or bisexuality among animals.

«تمایل جنسی در همه حیوانات قوی است. ... این بخشی از زندگی است، داشتن رابطه جنسی سرگرم کننده است،» سوئلی در مورد دلایل همجنس‌گرایی یا دوجنس‌گرایی در میان حیوانات گفت.

Many people struggle with understanding bisexuality.

بسیاری از مردم در درک دوجنس‌گرایی مشکل دارند.

Bisexuality is often misunderstood and stereotyped.

دوجنس‌گرایی اغلب به اشتباه درک و کلیشه‌سازی می‌شود.

There is a lack of representation of bisexuality in the media.

در رسانه ها، فقدان نمايش دوجنس‌گرایی وجود دارد.

She is exploring her bisexuality and discovering more about herself.

او دوجنس‌گرایی خود را در حال کشف است و بیشتر در مورد خود بیشتر می‌داند.

Bisexuality is a valid sexual orientation.

دوجنس‌گرایی یک گرایش جنسی معتبر است.

He faced discrimination due to his bisexuality.

او به دلیل دوجنس‌گرایی خود با تبعیض روبرو شد.

Bisexuality is part of the LGBTQ+ community.

دوجنس‌گرایی بخشی از جامعه LGBTQ+ است.

She is proud of her bisexuality and embraces it fully.

او به دوجنس‌گرایی خود افتخار می‌کند و آن را به طور کامل در آغوش می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید