bishopry

[ایالات متحده]/ˈbɪʃəprɪ/
[بریتانیا]/ˈbɪʃəpri/

ترجمه

n. دفتر، رتبه یا افتخار یک پیشتر.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the bishopry of rome holds a unique position in christendom.

اپیسکوپال روم در کلیسای مسیحی جایگاهی منحصر به فرد دارد.

historians studied the administration of the medieval bishopry.

تاریخ‌گران به مطالعه اداره اپیسکوپال میانه‌ای پرداختند.

the ancient bishopry was dissolved during the political reformation.

این اپیسکوپال باستانی در دوره اصلاحات سیاسی لغو شد.

he was appointed to the bishopry after many years of service.

او پس از چندین سال خدمت به اپیسکوپال منصوب شد.

the boundaries of the bishopry were redrawn in the twelfth century.

مرزهای اپیسکوپال در قرن دوازدهم بازکشی شدند.

the temporal power of the bishopry has significantly diminished over time.

قدرت دنیوی اپیسکوپال با گذشت زمان به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

the cathedral serves as the spiritual heart of the bishopry.

کatedرال به عنوان قلب روحی اپیسکوپال عمل می‌کند.

records indicate the bishopry owned vast tracts of arable land.

دستاورد‌ها نشان می‌دهد که اپیسکوپال زمین‌های وسیعی از زمین‌های کشاورزی را داشت.

the dispute concerned the legal jurisdiction of the bishopry.

این اختلاف درباره اختیارات قانونی اپیسکوپال بود.

candidates for the bishopry must meet strict canonical requirements.

نامزدهای اپیسکوپال باید به طور صریح نیازهای کنونی را برآورده کنند.

the wealth of the bishopry attracted the attention of the monarchy.

ثروت اپیسکوپال توجه پادشاهی را جلب کرد.

this small town was once the center of a powerful bishopry.

این شهر کوچک یک زمانی مرکز یک اپیسکوپال قدرتمند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید