bister

[ایالات متحده]/ˈbɪstə(r)/
[بریتانیا]/ˈbɪstər/

ترجمه

n. رنگدانه یا رنگ قهوه‌ای تیره‌ای که از زغال چوب به دست می‌آید.
adj. رنگ قهوه‌ای عمیق؛ رنگ بیستر.
Word Forms
جمعbisters

عبارات و ترکیب‌ها

bister a document

بایستر یک سند

bister in detail

بایستر با جزئیات

bister your thoughts

بایستر افکار شما

bister the outcome

بایستر نتیجه

جملات نمونه

she wore a bister dress to the party.

او یک لباس بیستر به مهمانی پوشید.

the walls were painted in a warm bister tone.

دیوارها با رنگ بیستر گرم رنگ آمیزی شده بودند.

he prefers bister shoes for formal occasions.

او ترجیح می دهد کفش های بیستر برای مناسبت های رسمی.

her bister handbag matched her outfit perfectly.

کیف دستی بیستر او به طور کامل با لباسش مطابقت داشت.

the artist used bister ink for the drawing.

هنرمند از جوهر بیستر برای طراحی استفاده کرد.

he has a collection of bister-colored ties.

او مجموعه ای از یقه های رنگ بیستر دارد.

the furniture was crafted from bister wood.

مبلمان از چوب بیستر ساخته شده بود.

they chose bister curtains for their living room.

آنها برای اتاق نشیمن خود پرده های بیستر انتخاب کردند.

her hair had a bister hue in the sunlight.

موهای او در نور خورشید رنگی بیستر داشتند.

the bister landscape was breathtaking.

منظره بیستر نفس گیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید