bitterweeds

[ایالات متحده]/ˈbɪtərˌwiːdz/
[بریتانیا]/ˈbɪtərˌwɛdz/

ترجمه

n. گیاهانی که حاوی ترکیبات تلخ هستند (مانند ragwort). ; گل داودی Heapheart (Helenium amarum).

جملات نمونه

bitterweeds can be found in many fields during the summer.

سرخارگل‌ها را می‌توان در بسیاری از زمین‌ها در طول تابستان یافت.

farmers often struggle with the growth of bitterweeds in their crops.

کشاورزان اغلب با رشد سرخارگل‌ها در محصولات خود دست و پنجه نرم می‌کنند.

some animals avoid eating bitterweeds due to their taste.

برخی از حیوانات به دلیل طعمشان از خوردن سرخارگل‌ها اجتناب می‌کنند.

bitterweeds can affect the quality of the soil if not managed properly.

اگر به درستی مدیریت نشود، سرخارگل‌ها می‌توانند بر کیفیت خاک تأثیر بگذارند.

she used a natural herbicide to control the bitterweeds in her garden.

او از یک علف‌کش طبیعی برای کنترل سرخارگل‌ها در باغ خود استفاده کرد.

researchers are studying the medicinal properties of bitterweeds.

محققان در حال بررسی خواص دارویی سرخارگل‌ها هستند.

bitterweeds are often seen as a nuisance by gardeners.

سرخارگل‌ها اغلب به عنوان آفت توسط باغبانان تلقی می‌شوند.

in some cultures, bitterweeds are used in traditional remedies.

در برخی فرهنگ‌ها، از سرخارگل‌ها در درمان‌های سنتی استفاده می‌شود.

the presence of bitterweeds can indicate poor soil health.

حضور سرخارگل‌ها می‌تواند نشان‌دهنده سلامت ضعیف خاک باشد.

controlling bitterweeds is essential for a successful harvest.

کنترل سرخارگل‌ها برای برداشت محصولی موفق ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید