bitterwood

[ایالات متحده]/ˈbɪtə(r)wʊd/
[بریتانیا]/ˈbɪtərˌwʊd/

ترجمه

n. نوعی چوب که طعمی تلخ دارد؛ درختی که به خاطر چوب تلخش شناخته شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bitterwood tree

درخت چوب تلخ

bitterwood bark

پوست درخت تلخ

bitterwood extract

عصاره تلخ‌چوب

bitterwood flavor

طعم تلخ‌چوب

bitterwood tea

چای تلخ‌چوب

bitterwood sap

شیره تلخ‌چوب

bitterwood medicine

داروی تلخ‌چوب

bitterwood aroma

عطر تلخ‌چوب

bitterwood oil

روغن تلخ‌چوب

جملات نمونه

bitterwood is often used in traditional medicine.

چوب تلخ اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

the taste of bitterwood can be quite strong.

طعم چوب تلخ می‌تواند بسیار قوی باشد.

many herbalists recommend bitterwood for digestive issues.

بسیاری از گیاه‌شناسان چوب تلخ را برای مشکلات گوارشی توصیه می‌کنند.

bitterwood trees are found in tropical regions.

درختان چوب تلخ در مناطق گرمسیری یافت می‌شوند.

some people find the smell of bitterwood unpleasant.

برخی از افراد بوی چوب تلخ را ناخوشایند می‌دانند.

bitterwood can be used to make herbal teas.

می‌توان از چوب تلخ برای تهیه چای گیاهی استفاده کرد.

the extract of bitterwood is known for its antimicrobial properties.

استخراج چوب تلخ به دلیل خواص ضد میکروبی آن شناخته شده است.

bitterwood is sometimes included in natural remedies.

چوب تلخ گاهی اوقات در درمان‌های طبیعی گنجانده می‌شود.

people have been using bitterwood for centuries.

مردم برای قرن‌ها از چوب تلخ استفاده کرده‌اند.

research on bitterwood is still ongoing.

تحقیقات در مورد چوب تلخ همچنان در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید