sassafras

[ایالات متحده]/ˈsæsəfræs/
[بریتانیا]/ˈsæsəfræs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی درخت متعلق به جنس ساسافراس، شناخته شده به خاطر برگ‌ها و ریشه‌های معطر آن؛ پوست ریشه خشک شده درخت ساسافراس، که در طعم‌دهی و طب سنتی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

sassafras tea

چای ساسافراس

sassafras root

ریشه ساسافراس

sassafras oil

روغن ساسافراس

sassafras extract

عصاره ساسافراس

sassafras flavor

طعم ساسافراس

sassafras bark

پوست درخت ساسافراس

sassafras leaves

برگ‌های ساسافراس

sassafras scent

عطر ساسافراس

sassafras syrup

شربت ساسافراس

sassafras tree

درخت ساسافراس

جملات نمونه

she brewed a tea with sassafras leaves.

او چای با برگ‌های ساسافراس درست کرد.

sassafras is often used in traditional remedies.

ساسافراس اغلب در درمان‌های سنتی استفاده می‌شود.

the scent of sassafras filled the air.

بوی ساسافراس هوا را پر کرد.

they planted sassafras trees in their garden.

آنها درختان ساسافراس را در باغ خود کاشتند.

sassafras oil is extracted for various uses.

روغن ساسافراس برای مصارف مختلف استخراج می‌شود.

some people enjoy the flavor of sassafras in their drinks.

برخی از افراد از طعم ساسافراس در نوشیدنی‌های خود لذت می‌برند.

sassafras has a long history in herbal medicine.

ساسافراس تاریخچه‌ای طولانی در طب گیاهی دارد.

he collected sassafras roots for his herbal concoction.

او ریشه‌های ساسافراس را برای معجون گیاهی خود جمع‌آوری کرد.

the children learned about sassafras during their nature walk.

کودکان در طول پیاده‌روی در طبیعت درباره ساسافراس یاد گرفتند.

in the past, sassafras was used to make root beer.

در گذشته از ساسافراس برای تهیه نوشابه ریشه استفاده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید