bizs

[ایالات متحده]/bɪz/
[بریتانیا]/biz/

ترجمه

n. کسب و کار; صنعت
adj. مربوط به کسب و کار

عبارات و ترکیب‌ها

bizs need growth

شرکت‌ها به رشد نیاز دارند

keep bizs afloat

حفظ شناوری شرکت‌ها

handle bizs smoothly

مدیریت روان شرکت‌ها

manage bizs efficiently

مدیریت کارآمد شرکت‌ها

boost bizs performance

افزایش عملکرد شرکت‌ها

expand bizs globally

گسترش شرکت‌ها به طور جهانی

navigate bizs challenges

غلبه بر چالش‌های شرکت‌ها

secure bizs funding

تامین بودجه شرکت‌ها

optimize bizs processes

بهینه‌سازی فرآیندهای شرکت‌ها

جملات نمونه

bizs are essential for networking in the industry.

بیزها برای شبکه‌سازی در صنعت ضروری هستند.

many bizs focus on sustainability and eco-friendliness.

بسیاری از بیزها بر پایداری و سازگاری با محیط زیست تمرکز دارند.

starting a biz requires careful planning and execution.

راه‌اندازی یک بیز نیاز به برنامه‌ریزی و اجرا دقیق دارد.

tech bizs are rapidly changing the way we live.

بیزهای فناوری به سرعت در حال تغییر نحوه زندگی ما هستند.

investing in small bizs can yield significant returns.

سرمایه‌گذاری در بیزهای کوچک می‌تواند بازدهی قابل توجهی داشته باشد.

bizs must adapt to the changing market conditions.

بیزها باید با شرایط متغیر بازار سازگار شوند.

many bizs offer remote work opportunities.

بسیاری از بیزها فرصت‌های کار از راه دور ارائه می‌دهند.

collaboration between bizs can lead to innovation.

همکاری بین بیزها می‌تواند منجر به نوآوری شود.

successful bizs often have a strong online presence.

بیزهای موفق اغلب حضور آنلاین قوی دارند.

bizs should prioritize customer satisfaction to thrive.

بیزها باید رضایت مشتری را در اولویت قرار دهند تا رشد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید