blackcap

[ایالات متحده]/blækˌkæp/
[بریتانیا]/blækˈkæp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده با کلاهی سیاه بر روی سرش.; نوعی توت سیاه.
Word Forms
جمعblackcaps

عبارات و ترکیب‌ها

blackcap warbler

مرغ سیاهک

blackcap bird

مرغ سیاهک

blackcap plumage

پر و پوشش سیاهک

blackcap song

آهنگ سیاهک

blackcap habitat

زیستگاه سیاهک

wearing a blackcap

پوشیدن یک سیاهک

جملات نمونه

the blackcap is known for its beautiful singing.

سیاهپوش به خاطر آوازهای زیبایش شناخته شده است.

many birdwatchers are excited to spot a blackcap.

بسیاری از علاقه مندان به پرندگان برای دیدن یک سیاهپوش هیجان زده هستند.

blackcaps migrate to warmer regions in winter.

سیاهپوشان در زمستان به مناطق گرمتر مهاجرت می کنند.

in my garden, i often hear the blackcap's call.

در باغ من، اغلب صدای سیاهپوش را می شنوم.

the blackcap prefers dense shrubs for nesting.

سیاهپوش ترجیح می دهد بوته های متراکم برای لانه سازی.

watching a blackcap feed is a delightful experience.

تماشای تغذیه یک سیاهپوش یک تجربه لذت بخش است.

blackcaps are often found in woodlands and gardens.

سیاهپوشان اغلب در جنگل ها و باغ ها یافت می شوند.

the male blackcap has a distinctive black cap on its head.

نر سیاهپوش یک کلاه سیاه مشخص بر روی سر خود دارد.

during spring, blackcaps return to their breeding grounds.

در طول بهار، سیاهپوشان به مناطق تولید مثل خود باز می گردند.

photographers love capturing images of the blackcap.

عکاسان عاشق گرفتن تصاویر از سیاهپوش هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید