blacktail

[ایالات متحده]/blækˈteɪl/
[بریتانیا]/blækˌteɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی، اغلب ماهی سالمون.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

blacktail deer

گوزن دم‌سیاه

blacktail jackrabbit

خرگوش دم‌سیاه

blacktail grasshopper

شپشکی دم‌سیاه

blacktail squid

اختاپوس دم‌سیاه

blacktail trout

قزل‌آلاى دم‌سیاه

جملات نمونه

the blacktail deer is known for its distinctive tail.

گوزن سیاه دم، به دلیل دم متمایز خود شناخته شده است.

many hunters seek out blacktail bucks during the season.

بسیاری از شکارچیان در طول فصل به دنبال گوزن سیاه دم هستند.

blacktail fish are popular among anglers in the region.

ماهی سیاه دم در میان ماهیگیران در این منطقه محبوب است.

the blacktail's habitat includes forests and grasslands.

زیستگاه گوزن سیاه دم شامل جنگل ها و مراتع است.

we spotted a blacktail while hiking in the mountains.

ما در حین پیاده روی در کوه ها، یک گوزن سیاه دم دیدیم.

blacktail populations have been increasing due to conservation efforts.

جمعیت گوزن سیاه دم به دلیل تلاش های حفاظتی در حال افزایش است.

the blacktail's diet consists mainly of shrubs and grasses.

رژیم غذایی گوزن سیاه دم عمدتاً از بوته ها و علف ها تشکیل شده است.

photographers often capture stunning images of blacktail deer.

عکاسان اغلب تصاویر خیره کننده ای از گوزن سیاه دم ثبت می کنند.

blacktail are known for their agility and speed.

گوزن سیاه دم به دلیل چابکی و سرعت خود شناخته شده است.

during the rut, blacktail bucks can be quite aggressive.

در طول فصل جفت گیری، گوزن های سیاه دم می توانند بسیار تهاجمی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید