antelope

[ایالات متحده]/'æntɪləʊp/
[بریتانیا]/'æntɪlop/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آنتلوپ؛ چرم آنتلوپ
Word Forms
جمعantelopes

عبارات و ترکیب‌ها

tibetan antelope

گوسفند کوهی تبت

جملات نمونه

Antelope live in Africa and Asia.

گوشنیسان‌ها در آفریقا و آسیا زندگی می‌کنند.

antelopes mate in lekking grounds.

گوشنیسان‌ها در مناطق جفت‌گیری نر و ماده جفت‌گیری می‌کنند.

a white-faced antelope; white-faced cattle.

گوشنیسان رو به سفید؛ گاو رو به سفید.

The antelope could not escape the crocodile’s gaping jaws.

گوشنیسان نتوانست از چنگال‌های بازنمای کروکودیل فرار کند.

The antelope gracefully leaped over the fence.

گوشنیسان به طور ماهرانه از روی حصار پرید.

The herd of antelopes grazed peacefully in the meadow.

گله‌ای از گوشنیسان‌ها به آرامی در چمنزار چرا می‌کردند.

The cheetah chased after the antelope with lightning speed.

جه‌پیما با سرعت رعدآسا به دنبال گوشنیسان دوید.

The antelope's horns are long and curved.

شاخ‌های گوشنیسان بلند و منحنی هستند.

The antelope is known for its agility and speed.

گوشنیسان به دلیل چابکی و سرعتش شناخته شده است.

The antelope population has been decreasing due to habitat loss.

جمعیت گوشنیسان به دلیل از دست دادن زیستگاه در حال کاهش است.

Hunters often target antelopes for their meat and horns.

شکارچیان اغلب گوشنیسان‌ها را به دلیل گوشت و شاخ‌هایشان هدف قرار می‌دهند.

The antelope's coat blends perfectly with its natural surroundings.

پوشش گوشنیسان به طور کامل با محیط طبیعی آن ترکیب می‌شود.

The antelope's keen sense of smell helps it detect predators from afar.

حس بویایی قوی گوشنیسان به او کمک می‌کند تا شکارچیان را از دور تشخیص دهد.

Antelopes are herbivores that primarily feed on grass and leaves.

گوشنیسان‌ها گیاه‌خوارانی هستند که عمدتاً از علف و برگ تغذیه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید