bladders

[ایالات متحده]/ˈblædərz/
[بریتانیا]/ˈblædərZ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع مثانه، کیسه‌ای در بدن که ادرار را ذخیره می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

bladder problems

مشکلات مثانه

overactive bladders

مثانه‌های بیش‌فعال

weak bladders

مثانه‌های ضعیف

irritated bladders

مثانه‌های تحریک‌شده

bladder control issues

مشکلات کنترل مثانه

bladder infections

عفونت مثانه

bladder stones

سنگ مثانه

empty your bladders

مثانه‌های خود را خالی کنید

bladder cancer

سرطان مثانه

جملات نمونه

fish have swim bladders to help them stay buoyant.

ماهی‌ها برای کمک به شناور ماندن خود دارای مثانه‌های شناوری هستند.

inflated bladders are essential for certain sports equipment.

مثانه‌های متورم برای برخی تجهیزات ورزشی ضروری هستند.

bladders can become infected if not properly cared for.

اگر به درستی از آنها مراقبت نشود، مثانه‌ها می‌توانند آلوده شوند.

some animals can regulate their bladders to control buoyancy.

برخی از حیوانات می‌توانند مثانه‌های خود را تنظیم کنند تا شناوری را کنترل کنند.

bladders in mammals serve various physiological functions.

مثانه‌های موجود در پستانداران عملکردهای فیزیولوژیکی مختلفی را انجام می‌دهند.

many people experience discomfort due to overactive bladders.

بسیاری از افراد به دلیل مثانه بیش فعال دچار ناراحتی می‌شوند.

some fish species have specialized bladders for sound production.

برخی از گونه‌های ماهی مثانه‌های تخصصی برای تولید صدا دارند.

bladders can be damaged by excessive pressure during deep dives.

فشار بیش از حد در غواصی عمیق می‌تواند به مثانه‌ها آسیب برساند.

understanding bladder health is important for overall wellness.

درک سلامت مثانه برای سلامت کلی مهم است.

bladders play a crucial role in the urinary system of humans.

مثانه‌ها نقش مهمی در سیستم ادراری انسان ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید