kidneys

[ایالات متحده]/ˈkɪdniz/
[بریتانیا]/ˈkɪdniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارگان‌هایی که زباله‌ها را از خون فیلتر می‌کنند؛ اتصالات در یک مبدل؛ سپرده‌های سنگ معدنی به شکل کلیه

عبارات و ترکیب‌ها

healthy kidneys

کلیه‌های سالم

kidneys function

عملکرد کلیه‌ها

kidneys disease

بیماری کلیه

kidneys failure

نارسایی کلیه

kidneys stones

سنگ کلیه

kidneys transplant

پیوند کلیه

kidneys health

سلامتی کلیه

kidneys tests

آزمایش‌های کلیه

kidneys damage

آسیب کلیه

kidneys blood

خون کلیه

جملات نمونه

kidneys play a vital role in filtering blood.

کلیه‌ها نقش حیاتی در تصفیه خون ایفا می‌کنند.

drinking water is essential for healthy kidneys.

نوشیدن آب برای سلامت کلیه‌ها ضروری است.

kidneys help regulate blood pressure.

کلیه‌ها به تنظیم فشار خون کمک می‌کنند.

she donated one of her kidneys to save a life.

او یکی از کلیه‌های خود را برای نجات جان یک نفر اهدا کرد.

chronic kidney disease can lead to serious health issues.

بیماری مزمن کلیه می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

kidneys filter waste products from the body.

کلیه‌ها مواد زائد را از بدن خارج می‌کنند.

regular check-ups can help monitor kidney function.

معاینات منظم می‌تواند به ردیابی عملکرد کلیه کمک کند.

eating a balanced diet supports kidney health.

مصرف یک رژیم غذایی متعادل از سلامت کلیه‌ها پشتیبانی می‌کند.

kidneys are essential for maintaining fluid balance.

کلیه‌ها برای حفظ تعادل آب ضروری هستند.

people with kidney stones may experience severe pain.

افراد مبتلا به سنگ کلیه ممکن است درد شدیدی را تجربه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید