blanding

[ایالات متحده]/blænd/
[بریتانیا]/blænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد طعم؛ نشان ندادن هیچ احساسی؛ ملایم
vt. بی‌مزه کردن چیزی
vi. کسل و بی‌علاقه شدن

عبارات و ترکیب‌ها

bland food

غذاي بي‌طعم

bland taste

طعم بي‌طعم

bland flavor

طعم بی‌مزه

جملات نمونه

a bland little drama.

یک نمایشنامه کوچک و کسل کننده

That oatmeal is so bland that it is tasteless.

آن جو دوسر آنقدر بی‌مزه است که بی‌طعم است.

This soup is too bland for me.

این سوپ برای من خیلی کسل کننده است.

rebelling against the bland uniformity.

مقابله با یکنواختی کسل کننده.

his expression was bland and unreadable.

حالت چهره او کسل کننده و غیرقابل خواندن بود.

savored the bland soup with salt.

سوپ کسل کننده را با نمک چشید.

told a series of bland lies.

سلسله‌ای از دروغ‌های کسل کننده گفت.

ideas for perking up bland food

ایده‌هایی برای بهتر کردن غذاهای کسل کننده

I was fobbed off with bland reassurances.

با اطمینان خاطر کسل کننده فریب خوردم.

hatred hidden behind a bland smile.

نفرت پنهان پشت یک لبخند کسل کننده.

8. “Now Pigling Bland, son Pigling Bland, you must go to market.

8. “حالا پیگلیینگ بلاند، پسر پیگلیینگ بلاند، شما باید به بازار بروید.

He eats bland food because of his stomach trouble.

او به دلیل مشکلات گوارشی غذاهای کسل کننده می‌خورد.

ordered curry as a departure from his usual bland diet.

برای دور شدن از رژیم غذایی معمول کسل کننده خود، خوراک کاری سفارش داد.

نمونه‌های واقعی

A few critics called him bland and ingratiating.

چند منتقد او را کسل کننده و چاپلوس خواندند.

منبع: The Economist (Summary)

The dog dishes may taste very bland, or flavorless, to us.

ممکن است کاسه‌های سگ برای ما بسیار کسل کننده یا بی‌طعم باشند.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

Bacon. The bad-doggie treat is very bland.

بیکن. این خوراکی سگ بد بسیار کسل کننده است.

منبع: Modern Family - Season 02

But bland is now a bygone view.

اما کسل کننده بودن اکنون یک دیدگاه منسوخ شده است.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American July 2022 Collection

Yes. I've always thought it was a bit bland.

بله. همیشه فکر می‌کردم کمی کسل کننده است.

منبع: Desperate Housewives Season 5

Really? I've been finding it so bland.

واقعاً؟ من آن را بسیار کسل کننده می‌یابم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

Or go the other way and eat really bland, healthy food.

یا بروید به سمت دیگر و غذای سالم و کسل کننده بخورید.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

It was an unbelievably bland time.

یک دوره زمانی باورنکردنی کسل کننده بود.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

He said it was bland boring and nothing special.

او گفت کسل کننده، خسته کننده و خاص نبود.

منبع: Discussing American culture.

Why was he returning my near-tragic tone with bland ego-boosting?

چرا او لحن نزدیک به من که بسیار غمگین بود را با خودستایی کسل کننده پاسخ می‌داد؟

منبع: Call Me by Your Name

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید