blanquette

[ایالات متحده]/blɑːnˈkɛt/
[بریتانیا]/blahnˈkɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بشقاب گوشت گوساله پخته شده در سس سفیدی با سرکه.

عبارات و ترکیب‌ها

blanquette de veau

غذای بلانکتت

chicken blanquette recipe

دستور تهیه بلانکتت مرغ

blanquette sauce ingredients

مواد لازم برای سس بلانکتت

classic blanquette preparation

آماده سازی کلاسیک بلانکتت

french blanquette tradition

سنت بلانکتت فرانسوی

جملات نمونه

she prepared a delicious blanquette for dinner.

او یک بلانکت خوشمزه برای شام آماده کرد.

blanquette is a classic french dish.

بلانکت یک غذای کلاسیک فرانسوی است.

we enjoyed a blanquette of veal at the restaurant.

ما از خوردن بلانکت با گوشت گوساله در رستوران لذت بردیم.

he learned how to make blanquette from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه بلانکت را از مادربزرگش درست کند.

blanquette can be made with chicken or lamb.

بلانکت را می توان با مرغ یا گوشت گوسفندی درست کرد.

the secret to a good blanquette is in the sauce.

راز یک بلانکت خوب در سس آن است.

they served blanquette as the main course at the wedding.

آنها بلانکت را به عنوان غذای اصلی در عروسی سرو کردند.

blanquette is often accompanied by rice or vegetables.

بلانکت اغلب با برنج یا سبزیجات همراه است.

she garnished the blanquette with fresh herbs.

او بلانکت را با گیاهان تازه تزئین کرد.

after trying blanquette, he became a fan of french cuisine.

بعد از امتحان کردن بلانکت، او به طرفدار آشپزی فرانسوی تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید