blanquillo

[ایالات متحده]/blænˈkiːloʊ/
[بریتانیا]/blank-ee-loh/

ترجمه

n. نوعی ماهی سفید.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

blanquillo paint

رنگ بلانکییو

blanquillo finish

پوشش بلانکییو

blanquillo surface

سطح بلانکییو

blanquillo color palette

پالت رنگ بلانکییو

blanquillo effect

اثر بلانکییو

جملات نمونه

blanquillo is a term used for a specific type of fish.

بلانکییو اصطلاحی است که برای نوع خاصی از ماهی استفاده می‌شود.

we ordered blanquillo for dinner last night.

ما دیشب بلانکییو برای شام سفارش دادیم.

blanquillo can be grilled or fried for a delicious meal.

بلانکییو را می‌توان برای یک وعده غذایی خوشمزه گریل یا سرخ کرد.

many people enjoy the taste of blanquillo in seafood dishes.

بسیاری از مردم از طعم بلانکییو در غذاهای دریایی لذت می‌برند.

blanquillo is often served with a side of rice.

بلانکییو اغلب با یک سهم برنج سرو می‌شود.

in some cultures, blanquillo is considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، بلانکییو به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می‌شود.

cooking blanquillo requires a few simple ingredients.

پختن بلانکییو به چند ماده ساده نیاز دارد.

blanquillo is popular among chefs for its versatility.

بلانکییو به دلیل تطبیق‌پذیری آن در بین سرآشپزها محبوب است.

my favorite dish is blanquillo with lemon sauce.

غذا مورد علاقه من بلانکییو با سس لیمو است.

fresh blanquillo can be found at the local fish market.

بلانکییو تازه را می‌توان در بازار ماهی محلی پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید