blastomycete

[ایالات متحده]/ˈblæstəˌmaɪsɪt/
[بریتانیا]/ˈblæs.dəˌmaɪ.siːt/

ترجمه

n. نوعی قارچ که با فرم رشد جوانه‌ای خود مشخص می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

blastomycete infection

عفونت بلستومایسیت

blastomycete identification

تشخیص بلستومایسیت

blastomycete treatment

درمان بلستومایسیت

research on blastomycete

تحقیقات در مورد بلستومایسیت

blastomycete morphology

مورفولوژی بلستومایسیت

culture of blastomycete

کشت بلستومایسیت

blastomycete epidemiology

اپیدمیولوژی بلستومایسیت

جملات نمونه

the blastomycete is a type of fungus that can be found in soil.

بلاستومیسیت نوعی قارچ است که می‌تواند در خاک یافت شود.

researchers are studying the effects of blastomycete on human health.

محققان در حال بررسی اثرات بلاستومیسیت بر سلامت انسان هستند.

blastomycete infections can be serious if not treated promptly.

عفونت‌های بلاستومیسیت می‌توانند جدی باشند اگر به سرعت درمان نشوند.

scientists discovered a new species of blastomycete in the rainforest.

دانشمندان یک گونه جدید از بلاستومیسیت را در جنگل بارانی کشف کردند.

the blastomycete thrives in warm and humid environments.

بلاستومیسیت در محیط‌های گرم و مرطوب رشد می‌کند.

understanding blastomycete genetics could lead to better treatments.

درک ژنتیک بلاستومیسیت می‌تواند منجر به درمان‌های بهتر شود.

blastomycete can be identified through specific laboratory tests.

بلاستومیسیت را می‌توان از طریق آزمایش‌های آزمایشگاهی خاص شناسایی کرد.

many blastomycete species are harmless to humans.

بسیاری از گونه‌های بلاستومیسیت برای انسان بی‌خطر هستند.

blastomycete plays a role in the ecosystem as a decomposer.

بلاستومیسیت به عنوان یک تجزیه‌کننده نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کند.

infection caused by blastomycete was reported in several states.

عفونت ناشی از بلاستومیسیت در چندین ایالت گزارش شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید