blighter

[ایالات متحده]/'blaɪtə/
[بریتانیا]/'blaɪtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد مزاحم؛ یک آفت؛ یک احمق.
Word Forms
جمعblighters

عبارات و ترکیب‌ها

You dirty blighter!

تو کثیف مزخرف!

جملات نمونه

That blighter stole my wallet!

آن آدم بدخواه کیف پول من را دزدید!

The blighter kept interrupting me during the meeting.

آن آدم بدخواه مدام در حال قطع صحبت من در طول جلسه بود.

I can't stand that blighter's attitude.

نمی‌توانم با آن رفتارِ آن آدم بدخواه کنار بیایم.

The blighter is always causing trouble.

آن آدم بدخواه همیشه در حال ایجاد دردسر است.

We need to find out who the blighter is.

ما باید بفهمیم آن آدم بدخواه کیست.

Don't trust that blighter, he's up to no good.

به آن آدم بدخواه اعتماد نکنید، حتماً نقشه‌ای در سر دارد.

The blighter is known for his dishonesty.

آن آدم بدخواه به دلیل بی‌اعتمادی‌اش معروف است.

I'll teach that blighter a lesson!

به آن آدم بدخواه درس خوبی خواهم داد!

The blighter is always late to work.

آن آدم بدخواه همیشه دیر به سر کار می‌رسد.

I can't believe that blighter won the competition.

نمی‌توانم باور کنم آن آدم بدخواه برنده مسابقه شد.

نمونه‌های واقعی

“Devilish tricky little blighters they can be! ”

آنها می‌توانند بسیار حیله‌گر و مشکل‌ساز باشند!

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets Selected Edition

'How on earth can we catch the blighter?

چگونه اصلاً می‌توانیم آن مرد مزاحمت را به دام بیندازیم؟

منبع: Roddar

But he did himself too, and it didn't do him much good, poor blighter'.

اما خودش هم همین کار را کرد و به حالش خیلی کمک نکرد، بیچاره!

منبع: Veil

Yes. The blighter came round this morning-the master, you know; when he saw my drawing he just raised his eyebrows and walked on.

بله. آن مرد مزاحمت امروز صبح سر زد - استاد، می‌دانید؛ وقتی نقاشی من را دید، فقط ابروهایش را بالا انداخت و راه رفت.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

The blighter waylaid the pilot, knocked him out, pinched his kit, and climbed into the cockpit without a soul spotting him.

آن مرد مزاحمت خلبان را کمین کرد، او را بیهوش کرد، وسایلش را دزدید و بدون اینکه کسی متوجه شود وارد کابین خلبان شد.

منبع: The Disappearing Horizon

As sure as there was a blighter at a picnic I had to swing her, and feed her, and drive her home.

تا زمانی که در پیک‌نیک مرد مزاحمتی وجود داشت، مجبور بودم او را سوار کنم، به او غذا بدهم و او را به خانه ببرم.

منبع: Humans and Ghosts (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید