blighters

[ایالات متحده]/ˈblɪtərz/
[بریتانیا]/ˈblaɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی تحقیرآمیز یا ناخوشایند.

جملات نمونه

those blighters always seem to find a way to annoy everyone.

آن اوباش همیشه به نحوی راهی برای آزار همه پیدا می‌کنند.

don't let those blighters get under your skin.

نذار اون اوباش کلافه‌ت کنن.

we need to deal with those blighters before they cause more trouble.

ما باید قبل از اینکه دردسر بیشتری درست کنند، با آن اوباش برخورد کنیم.

he called them blighters for their rude behavior.

او به دلیل رفتار بی‌ادبانه آنها آنها را اوباش نامید.

those blighters stole my lunch right from the table!

آن اوباش ناهارم را درست از روی میز دزدیدند!

it's hard to believe those blighters are still causing issues.

سخت است باور کنیم آن اوباش هنوز مشکل ایجاد می‌کنند.

we should warn others about those blighters in the neighborhood.

ما باید دیگران را در مورد آن اوباش در محله آگاه کنیم.

those blighters never take responsibility for their actions.

آن اوباش هرگز مسئولیت اعمال خود را بر عهده نمی‌گیرند.

she referred to the blighters as pests in her speech.

او در سخنرانی خود به آن اوباش به عنوان آفت اشاره کرد.

why do those blighters always have to make things difficult?

چرا آن اوباش همیشه باید کارها را سخت کنند؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید