ruffians

[ایالات متحده]/ˈrʌfɪənz/
[بریتانیا]/ˈrʌfɪənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم خشن یا قانون‌گریز

عبارات و ترکیب‌ها

ruffians at play

زورگویان در حال بازی

ruffians in town

زورگویان در شهر

ruffians causing trouble

زورگویانی که باعث ایجاد دردسر هستند

ruffians in disguise

زورگویان در لباس مبدل

ruffians in action

زورگویان در عمل

ruffians and thugs

زورگویان و لات‌ها

ruffians causing chaos

زورگویانی که باعث ایجاد هرج و مرج هستند

جملات نمونه

the ruffians terrorized the neighborhood.

افراد زورگو محله را وحشت زده کردند.

she stood up to the ruffians without fear.

او بدون ترس در برابر افراد زورگو ایستاد.

the police arrested the ruffians after the fight.

پلیس افراد زورگو را پس از درگیری دستگیر کرد.

ruffians often cause trouble in the city.

افراد زورگو اغلب باعث ایجاد دردسر در شهر می شوند.

he warned us about the ruffians lurking around.

او به ما در مورد افراد زورگویی که در اطراف کمین کرده بودند هشدار داد.

the ruffians stole money from the store.

افراد زورگو پول را از مغازه دزدیدند.

they were known as ruffians in the local community.

آنها به عنوان افراد زورگو در جامعه محلی شناخته می شدند.

the ruffians laughed as they vandalized the park.

افراد زورگو در حالی که پارک را خراب می کردند می خندیدند.

ruffians can often be found in dark alleys.

افراد زورگو اغلب در کوچه های تاریک یافت می شوند.

the mayor promised to clean up the ruffians from the streets.

شهردار قول داد افراد زورگو را از خیابان ها پاک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید