blinis

[ایالات متحده]/ˈblɪnɪz/
[بریتانیا]/ˈblɪniːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پنکیک‌های کوچک و نازک که به طور سنتی با خامه ترش و خاویار سرو می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

traditional russian blinis

پنکیک‌های روسی سنتی

جملات نمونه

we enjoyed delicious blinis at the russian restaurant.

ما از خوردن پنکیک‌های بلینی خوشمزه در رستوران روسی لذت بردیم.

blinis can be served with various toppings like caviar.

بلینی را می‌توان با انواع مواد روی آن مانند خاویار سرو کرد.

she made blinis for breakfast on sunday.

او بلینی را برای صبحانه یکشنبه درست کرد.

we learned how to make blinis in the cooking class.

ما یاد گرفتیم چگونه بلینی را در کلاس آشپزی درست کنیم.

blinis are a popular dish in eastern european cuisine.

بلینی یک غذای محبوب در آشپزی اروپای شرقی است.

she topped her blinis with smoked salmon.

او بلینی‌های خود را با سالمون دودی پوشاند.

at the party, blinis were the star of the appetizer table.

در مهمانی، بلینی ستاره میز پیش غذا بود.

we paired the blinis with a glass of champagne.

ما بلینی را با یک لیوان شامپاین همراه کردیم.

his blinis recipe was passed down through generations.

دستور العمل بلینی او نسل به نسل منتقل شده است.

she loves experimenting with different blinis fillings.

او عاشق آزمایش با مواد مختلف بلینی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید